بازگشت به خانه 1375
«مهدی ساعد» مهندس مخابرات جوانی است که با همسرش روشنک و پسرشان مهراب زندگی بی دغدغه و آرامی را میگذرانند اما بروز یک حادثه زندگی آنها را با مشکل بزرگی مواجه میکند.
«مهدی ساعد» مهندس مخابرات جوانی است که با همسرش روشنک و پسرشان مهراب زندگی بی دغدغه و آرامی را میگذرانند اما بروز یک حادثه زندگی آنها را با مشکل بزرگی مواجه میکند.
به رنگ برف داستان زوج جوانی به نام مریم و محسن را تصویر می کند که اتفاقاتی باعث می شود زندگی آنها سمت و سوی دیگری پیدا کند. مریم که به کار عکاسی تبلیغاتی مشغول است در کنار همسرش زندگی آرام و موفقی را سپری می کند اما این آرامش با اسباب کشی پیرمردی به طبقه پایین آنها به هم می خورد چرا که پیرمرد 30سال پیش و در جریان قیام 29بهمن سال 56تبریز پسرش را براساس عکس خبری یک عکاس از دست داده است.
در سال های حکومت رضاشاه به شهربانی های شهرستان ها دستور داده می شود که کاروان شادی به راه اندازند. مردم گرگان و بندر ترکمن به مخالفت برمی خیزند چرا که جریان مصادف شده است با دهه ی محرم، اما حکومت با مردم درگیر می شود و مدتی در شهر، حکومت نظامی برقرار می شود و پسر ماژور ارفع، افسر تبعیدی دستگیر می شود، پدر ماژور را نیز دستگیر می کنند و به زندان موقت می اندازند...
این فیلم روایت پیرمردی است که برای گذراندن امورات زندگی خود دست به خود فروشی می زند و اعضای بدن خود را به حراج می گذارد…
این فیلم در بستری اجتماعی قصه چهار نفر را روایت میکند که در پایان در حرم امام رضا (ع) گره هر داستان گشوده میشود.
این مجموعه به موضوع بچههای بیسرپرست و بدسرپرست میپردازد و داستان آن دربارهٔ زندگی زن و شوهر جوانی با نام فرزانه (ستاره اسکندری) و امیر (امیر آقایی) است که فرزند خود را در حادثهای از دست میدهند. فرزانه دچار مشکلات روحی متعدد میشود و امیر تلاش میکند تا به همسرش کمک کند. او بعد از این که دوره بحرانی را میگذراند به فکر کمک به کودکان بیسرپرست میافتد. برخی از این کودکان بهواسطه ناهنجاریها به سمت زندگی نامناسب سوق پیدا کردهاند.