برچسب محمد وطنچی

شهر خاموش 1401

بمانی به جرم قتل شوهرش ۱۰ سال را در زندان سپری کرده است و فرزندش را به خانواده شوهرش دادند. او که به طور موقت آزاد می‌شود، بلافاصله به دنبال پسرش می‌گردد. بمانی به کارگاه اسقاط ماشین می‌رود که ابی، برادر شوهرش در آنجا کار می‌کند اما ادعا می‌کند که از سرنوشت پسرش چیزی نمی‌داند…

آه سرد 1401

بها و پدرش، بهرام در جاده‌ای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آن‌ها رد و بدل نمی‌شود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیست‌ساله رهایی یابد.

زیر لب بشمار 1393

قصه " زیر لب بشمار" درباره گروه پنج نفره ای از نوجوانان ، متشکل از دوستانی هم محلی است که تصمیم می گیرند برای شرکت در مسابقه ی دهه فجر مدرسه شان ، دست به ساختِ فیلمی درباره انقلاب اسلامی بزنند. طی این روند غیرعادی مربی امور پرورشی دبستان با آنها همراه می شود. گروه حین ضبطِ یک روایت از زبانِ چند نفر بازمانده ماجرایی مربوط به پاییز 57، درمی یابند هنوز بعد از سی و شش سال راز سر به مهری در واقعه نهفته است و تمام همت خود را به کار می گیرند تا گره از معما بگشایند

ایستگاه سلام 1399

مانیا، دختری از ارامنه شهر اراک به تازگی پدر خود را بر اثر سرطان در شهر برلین آلمان از دست داده است؛ پس از مراسم چهلم پدر در مواجهه عمه خود با مادر و عمویش، پیرامون سهم الارث خانواده متوجه می شود که نام اصلی او فاطیما بوده است و بعدها نام او را مانیا گذارده اند. عمه به مانیا می گوید که او برادرزاده او نیست و او مسلمان زاده ای است که آنوش و اریک، وی را به فرزندخواندگی پذیرفته اند. چرا که آنها توانایی بچه دار شدن نداشته و آنوش نازا بوده است. عمه هاسمیک مدارک جدی ای را از پرورشگاهی در مشهد به مانیا می دهد و مدعی است او سهمی از ارث برادر را نخواهد برد.

مانیا بسیار پریشان می شود. او که هفته های آخر بارداری را می‌گذراند با شنیدن ادله عمه هاسمیک مستاصل شده و در نهایت برای کشف راز فاطیما از مادر سوال دارد. آنوش توضیح می دهد که در زمان جنگ به عنوان پرستار به مشهد اعزام می شود. در حین نگهداری از رزمنده شیمیایی ای، مادر رزمنده بی آنکه بداند وی مسیحی است؛ در حق او دعا می کند تا امام رضا حاجتش را بدهد. رزمنده شهید می شود و از هاسمیک می خواهند تا برای کمک و سرپرستی یتیم خانه ای در مشهد که چند کودک ارمنی در آن زندگی می کنند به آنجا برود. اریک، همسر آنوش به سراغ آنوش رفته و در نهایت آنوش در خواب می بیند که شخصی به او دختری را هدیه می دهد و از وی می‌خواهد تا نام مادرش را بروی دختر قرار دهد. فاطیما ...

درخت گردو 1398

داستان درخت گردو در سه بازه زمانی سال‌های ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت می‌شود و براساس داستان واقعی تلخ زندگی فردی رنج کشیده اهل کردستان، به نام قادر مولان پور کارگر بَنایی در روستای مرزی از نزدیکی سردشت است که خانواده اش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت بودند.

دلدادگان (پاهاى بيقرار) 1397

این مجموعه در دو فصل گذشته و حال، ماجراهای دو خانواده را از زمان قبل انقلاب تا عصر حاضر به تصویر می‌کشد. مجموعه‌ای خانوادگی و اجتماعی است و داستان رویارویی دو خانواده را نشان می‌دهد که قربانیانش فرزندان آن خانواده‌ها هستند.