کج پیله 1404
فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک میشود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه میگیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر میدهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار میدهد
فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک میشود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه میگیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر میدهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار میدهد
این مستند به بخشهای مهمی از زندگی ورزشی و شخصی خواهران منصوریان، از تمرینات با امکانات کم و مشکلاتی که آنها در طی این مسیر داشتند پرداخته است.
در دوران پس از پیروزی انقلاب و سالهای جنگ روایت میشود. داستان دربارهٔ پسر جوانی به نام منوچهر جنتمکان (با بازی امین حیایی) و دوست گرمابه و گلستانش جمشید (با بازی هادی کاظمی) است. پدر جمشید که آشپز دربار شاه بوده پس از پیروزی انقلاب در زیرزمین خانهاش به تهیه مسکرات مشغول است و آن را توسط جمشید و منوچهر به دست مشتریانش میرساند. یک روز که منوچهر مشغول رساندن جنس به مشتری است توسط مأموران کمیته دستگیر میشود و به زندان میرود؛ محمد برادر منوچهر هم که سودای رفتن به جبهه در سر دارد اما او را به خاطر سن کمش به جبهه اعزام نمیکنند با عوض کردن شناسنامه خودش و برادرش منوچهر، راهی جبهه میشود؛ سالها بعد منوچهر از زندان آزاد میشود و در مسیر تازهای قرار میگیرد.
داستان این فیلم درباره سهیل و مریم زوج جوانی است که از فرزندآوری خودداری میکنند و سودای مهاجرت دارند. پدر مریم تصمیم میگیرد مبلغ هنگفتی را که به تازگی به ارث برده، بین نوههایش تقسیم کند. سهیل و مریم که برای مهاجرت به پول نیاز دارند تصمیم میگیرند بچهدار شوند اما ..
طلبه جوانی به محض اینکه عمامه بر سر می گذارد، متوجه می شود بینایی اش را از دست می دهد. بنابراین تصمیم می گیرد برخلاف رسوم طلبگی به زندگی خود سروسامانی بدهد.
«گلدن تایم» روایت دوازده اپیزود بنا بر ماه های سال است که از فروردین شروع و در اسفند پایان می یابد. هر اپیزود در اتومبیل و در لحظه غروب خورشید که به اصطلاح گلدن تایم نامیده می شود، رخ می دهد که روایتگر زندگی انسان هایی است که باید در لحظه ای مهم و طلایی در زندگیشان تصمیمات سرنوشت سازی بگیرند.
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.
این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره