برچسب محمد همایون پور

برای مرجان 1399

مرجان طی یک درگیری برای دفاع از خود متهم شده است و امیر برای ملاقات در زندان، مطابق با قوانین باید با او ازدواج کند. امیر موتور سوار ماهریست و روی دیوار مرگ نمایش می گذارد. او با همه مشکلات بدنبال رهایی مرجان است و به سختی او را به مرخصی آورده اما مرجان از امیر می خواهد تا هر دو از کشور بگریزند ...

زنها شگفت انگیزند 1389

سه زن که از طبقه های متفاوتی هستند و اخلاق های کاملا متفاوتی دارند بعد از مدت ها متوجه می شوند که هوو هستند و شوهرشان یکی است.آنها بعد از این که این موضوع را متوجه می شوند می خواهند از شوهرشان انتقام بگیرند اما انتقام آنها شروع ماجراست و.…

ازدواج غیابی 1379

بيتا دختر حاج آقا حكمي از خانواده اي متدين در اصفهان، براي رفتن به دانشگاه در تهران اعتصاب غذا مي كند تا سرانجام پدرش موافقت مي كند كه او رابه همراه دايه اش، سيما روانه تهران كند. اما بي تا در همان بدو ورودش به دانشگاه با جواني آشنا شده و عليرغم توصيه هاي سيما با او رابطه صميمانه اي پيدا مي كند. اين در حالي است كه پدر بيتا او را براي برادرزاده اش علي در نظر گرفته كه به زودي با پايان يافتن تحصيلاتش از خارج كشور باز مي گردد. اما بيتا تصميم مي گيرد به انتخاب خودش ازدواج كند. اگر چه پسر نيز به دلايل مختلف تمايل به فراهم آوردن زندگي مناسب و سپس تشكيل خانواده را ندارد از همين رو عليرغم درخواست بيتا اقدامي جهت صحبت با پدر او به عمل نمي آورد. علي به ايران آمده و بيتا هم به اصفهان فرا خوانده مي شود. ولي درشب نامزدي، بيتا از علي مي خواهد كه به يك بهانه واهي از ازدواج با او صرفه نظر كند و اين موضوع را به عمويش بگويد. علي كه متوجه مي شود بيتا كس ديگري را دوست دارد، درخواست وي را اجابت كرده و به عمويش اطلاع مي دهد كه ديگر قصد ازدواج با دختر او راندارد. بيتا و سيما به تهران باز مي گردند ولي مرد مورد علاقه اش همراه مادر و دوستانش، مهندس فرزين و دخترش مهشيد، براي برنامه ريزي ساخت يك سري آپارتمان به ويلاي فرزين به شمال رفته اند. بيتا طي مسافرتش به شمال متوجه مي شود كه جوان مورد علاقه اش برخلاف وعده هاي قبلي تمايلي به ازدواج با او ندارد و بر آن است ضمن ازدواج با مهشيد كه در آمريكا اقامت دارد. هم مهاجرت اش به آن سوي آب ها را تضمين نموده و هم معاملاتش با فرزين را دو قبضه كند. پدر با اطلاع از ماجرا به تهران آمده و براي رضاي دل دخترش كه از نااميدي خود كشي كرده، جوان را مجبور مي كند تا با وي ازدواج كند اما بيتا ديگر جوان نادم را نمي خواهد و عشق اورا از قلبش بيرون كرده است.

انتهای خیابان هشتم 1390

سعيد به جرم قتل عمد تا دو سه روز ديگر قصاص خواهد شد. اطرافيان او براي جلوگيري از اجراي اين حكم و جلب رضايت اولياي دم، مجبورند در همين مدت كوتاه صد ميليون تومان تهيه كنند. نيلوفر خواهر سعيد، نامزدش بهرام و موسي دوست سعيد، براي تهيه اين پول به هر دري مي زنند. نيلوفر و بهرام چند بار به خانه خانواده مقتول سر مي زنند،‌ اما كسي در آن خانه نيست يا شايد جواب نمي دهند. اين دو راه هاي مختلفي را براي تهيه اين پول امتحان مي كنند؛ نيلوفر به همراه دوستش پريسا براي فروش كليه اش اقدام مي كند اما بدون داشتن رضايت والدين، اين كار عملي نيست. مادر او مدتي پيش از دنيا رفته و پدرش كه زماني فعاليت سياسي داشته، در شرايط ناگوار جسمي و روحي، تحت نظر هم هست. تا دو روز مانده به اجراي حكم، جمع پولي كه از فروش اتومبيل بهرام و تلاش موسي و پريسا به دست آمده، رقمي در حدود 35 ميليون تومان است. بهرام مطلع مي شود شركتي به مديريت فردي به نام كشميري كه به امور خيريه هم مي پردازد، ممكن است كمك‌شان كند. كشميري وعده پنجاه ميليون كمك را مي دهد اما در موعد دريافت پول، يكي از كاركنان شركت مي گويد براساس استعلامي كه شده، به دليل سابقه پدر سعيد، امكان اين كمك مالي وجود ندارد. نيلوفر با خبر مي شود كه صاحب كار دوست بهرام، امير، حاضر است كل پول را بدهد اما قبل از آن بايد ديداري حضوري با او داشته باشد. پيشنهادي كه مرد مي دهد، نيلوفر را خوش نمي آيد و او خشمگين از اين وقاحت، آنجا را ترك مي كند. موسي به دلايلي كه نمي دانيم، دخترش را از همسرش دور نگه مي دارد و زن ديگري كه با او آشناست، علاقه مند به نگه داري اين بچه است. او در مسابقه هاي مخفيانه، در درگيري هاي تن به تن شركت مي كند و...

از ما بهترون 1387

احسان روزنامه‌نگاری نیمه روشنفکر است که تاکنون هرچه نوشته، مورد توجه مردم واقع نشده‌است. تا اینکه سلسله گزارش‌هایی را می‌نویسد که کاملاً عامه پسند و دربارهٔ رمالی است. انتشار این گزارش‌ها اگرچه نام احسان را به عنوان روزنامه‌نگاری موفق سر زبان می‌اندازد، اما او را دچار دردسرهای عجیب می‌کند و…