برچسب محمد نواب زاده

سیاه و سپید 1390

فیلم "سیپد و سیاه" داستان زندگی مردمی به نام عوض (فردوس کاویانی) را روایت می‌کند که صاحب یک گاوداری است. او چهار دختر دارد و همسرش نیز باردار است. این در حالی است که عوض در انتظار فرزند پسر است. با ورود ربابه به زندگی عوض، که از کارگران گاوداری است، اتفاقات فیلم آغاز می‌شود.

تک درختها 1385

آقاي روشن شاعر پير و گمنام شهر كرمان است. ايرج پسر او پس از سالها از فرانسه به ديدار پدر و خواهرش فخري مي آيد. ايرج با دوربين ويديويي خود ابتدا باعث اذيت آقاي روشن مي شود ولي بعداً آقاي روشن از طريق دوربين ويديويي ايرج براي نوه هاي خود در خارج پيام مي فرستد. آقاي روشن، يك شب پشت تريبون در شب شعر در حضور خانواده اش اعترافاتي مي كند و صبح روز بعد مي ميرد. ايرج و فخري براي اثبات هنرمندبودن وي جهت دفن در قطعه هنرمندان به ادارات مختلف مي روند. مدتي بعد،‌ ايرج خسته و دگرگون به فرانسه بازمي گردد.