برچسب محمد نریمانی

بیست و یک 1405

داستان سریال بیست و یک درباره یک پرونده پیچیده جنایی است که با اعترافات تکان‌دهنده زنی مرموز در اداره آگاهی آغاز می‌شود. او ادعا می‌کند ۱۴ نفر را ربوده است و در یک بازی موش و گربه، هر بار پس از درگیری با کاراگاه پرونده، آدرس یکی از قربانیان را می‌دهد.

گناه فرشته 1402

سریال داستان فرشته داستان دختری به نام فرشته روایت می‌کند که ظاهرا به جرم قتل در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. فرشته در خانه یک خانواده ثروت‌مند کار می‌کند که یک شب وقتی قصد دارد به خانه برگردد، متوجه‌ی سر و صداهایی می‌شود و بعد با جنازه‌ خونین مرد خانواده به اسم عشیری مواجه می‌شود. او توسط قاتل بیهوش می‌شود و چاقویی که قاتل با آن عشیری را به قتل رسانده است، در دست فرشته گذاشته می‌شود. به همین دلیل همه مدارک علیه فرشته است و پدرش(فرید سجادی‌حسینی) که از بی‌گناهیِ دخترش با خبر است، تلاش می‌کند تا از یک وکیل حرفه‌ای کمک بگیرد. در ادامه مشخص می‌شود که عشیری ۱۵ سال قبل در به قتل رسیدن مادر آن وکیل به اسم حامد تهرانی(شهاب حسینی) نقش داشته است.حامد که در ابتدا از پذیرفتن پرونده فرشته خودداری می‌کند بعد از خواندن پرونده، متوجه می‌شود که فرشته بی‌گناه است و تصمیم می‌گیرد که انتقام مادرش را از خانواده عشیری بگیرد.

سایکو (کوتاه) 1398

زن و مردی در کنار خیابان منتظر ماشین هستند، بعد از سوار شدن زن و مرد شروع به دعوا کردن میکنند و در میانه راه راننده عصبانی میشود و او نیز در دعواهای آن‌ها دخالت میکند

برادران لیلا 1400

لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانواده‌ای درگیر با بحران اقتصادی زندگی می‌کند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار می‌کند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمی‌دهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانه‌های آلزایمر را بروز می‌دهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شده‌است. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمه‌ای که عوارض توالت را دریافت می‌کند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شده‌زیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بوده‌است. فرهاد (محمد علی‌محمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغل‌کاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری می‌کند که پول پیش‌خرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پس‌انداز کرده و لیلا پیشنهاد می‌دهد با پول سکه‌ها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالت‌های پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت می‌کند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل می‌تواند بخشی از کادوهای عروسی‌های فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکه‌هایش را به عنوان کادو عروسی می‌دهد …