برچسب محمد ناصری

دو نیمه ماه 1404

سریال" دونیمه ماه" داستانی در دهه ۴۰ با حضور چند تن از نیرو‌های مجاهدین خلق و درگیری‌های آن ها را با ساواک به نمایش میگذارد.

روزی روزگاری آبادی 1404

سریال«روزی روزگاری آبادی» بازگشت «داوود» به همراه مادرش به روستای زادگاهش را روایت می‌کند؛ بازگشتی که با چالش‌های خانوادگی، رقابت بر سر کسب‌وکار بسته و کشف رازی مشکوک همراه می‌شود.

هشت پا 1403

داستان هشت‌پا درباره یک پلیس جوان است که درگیر یک پرونده قتل مشکوک می‌شود. اما پرونده قتل مشکوک آغاز ماجراهای عجیب و غریبی است که در خلال پیگیری این پرونده برای پلیس جوان رقم می‌خورد.

بازپرس 1401

محور قصه این سریال بازپرسی به نام صدراست که محسن قصابیان نقش آن را بازی می‌کند. بازپرس صدرا در جریان یک سوء‌استفاده اقتصادی بزرگ قرار گرفته و با دنبال کردن سرنخ‌های این پرونده به یک آقازاده و یک تهیه‌کننده رانت‌خوار می‌رسد و...

بانوی عمارت 1396

بانوی عمارت ملودرام عاشقانه‌ای را در مقطعی از تاریخ دوران قاجار روایت می‌کند که در این بستر به مهم‌ترین حادثه سیاسی آن زمان یعنی ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی هم پرداخته می‌شود.

چک 1390

چند روز مانده به نوروز. خانم مسافركشي به نام گوهر پيرمردي خوش برخورد و مهربان به نام بهرامي را كه كيفي سياه همراهش است سوار مي كند. در ادامه، آدم هاي ديگري هم سوار تاكسي مي شوند: مردي ميانسال به نام جوادي كه براي شب عيد خريد كرده، مرد ميانسال ديگري با ظاهر شيك به نام داريوش و جواني دانشجو به نام ميثم بحث هاي داغي درباره مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي بين آنها شروع مي شود كه ناگهان دو موتورسوار ناشناس شيشه عقب ماشين در حال حركت را مي شكنند و به زور كيف بهرامي را از چنگش درمي آورند. اما چهار نفر ديگر موفق مي شوند جلوي آنها را بگيرند و كيف بهرامي را به او برگردانند. بهرامي كه از پس گرفتن كيفش خيلي خوشحال است و مي خواهد از هر چهار نفر تشكر كند، چكي چهل ميليوني مي كشد تا آنها پس از نقد كردن بين خودشان تقسيم كنند. دسته چك بهرامي تمام شده و نمي تواند براي هر كدام جداگانه چك بكشد. اين جمع ناجور چهار نفره كه تازه با هم آشنا شده اند و هيچ شناختي از هم ندارند، نمي توانند به هم اعتماد كنند و به خانه هاي‌شان بروند تا صبح فردا به بانك بروند و چك را نقد كنند. چك پيش جوادي مي ماند و تصميم مي گيرند هر چهار نفر به مسافرخانه اي بروند و در كنار هم شب را به صبح برسانند. اما...