اعضای شورای تأمین منابع علمی انتخاب شدند
مجمع عمومی شورای تامین منابع علمی وزارت علوم برگزار و اعضای شورای تأمین منابع علمی انتخاب شدند.
مجمع عمومی شورای تامین منابع علمی وزارت علوم برگزار و اعضای شورای تأمین منابع علمی انتخاب شدند.
نگار افراشته
امیرحسین توانا
محمد رجبیان
مریم شیرازی
مریم محبی
محمد مرادی
علی مولایی
کارو نوجوان کرمانشاهی بعد از سالها تمرین به تیم ملی کشتی دعوت میشود؛ اما او…
مادری ۸۰ ساله در خانوادهای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق میشود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همهی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمیتواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیهی خانواده، مادر را به آرزویش میرساند.
در سریال دفتر یادداشت، ایرج و حمید، رفقای قدیمی از دوران کودکی سرشان برای پیگیری پروندههای جنایی درد میکند، پای آنها ناخواسته به پرونده قتلهای زنجیرهای باز میشود… پروندهای که با ورود آنها آبستن حوادث خطرناکتری میشود، اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست، در این بین ایرج به دلیل مشکل مغزی منحصر به فردش مرتبا همهچیز و همهکس را از خاطر میبرد…
رویارویی دو نسل میتواند حادثه بیافریند؛ در "پدران" حادثهای دو نسل را رو در روی یکدیگر قرار میدهد.
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…