برچسب محمد صادق پور

چند میگیری گریه کنی 2 1398

پسر شایسته (مرحوم منوچهر نوذری) برای فروش مایملک پدرش به ایران می‌آید. در این میان وکیل خانواده در حضور دختران و پسران شایسته برای اولین بار اقدام به قرائت وصیت‌نامه موکلش می‌کند. پس از قرائت وصیت‌نامه، وراث برای فروش اموال پدری متوجه شروطی از سوی پدرشان می‌شوند که…

آتش و باد (جشن سربرون) 1400

بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگتری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.

ایران برگر 1393

امرالله و فتح الله بزرگان دو ايل هستند که با هم دشمني ديرينه دارند و در اين بين پسر امرالله عاشق دختر فتح الله شده است. از طرفي هم هر دو در يک رقابت انتخاباتي قرار مي گيرند.