بندر بند 1399
مهلا به همراه همسر و سایر اعضای بندربند سفر خود را از یک استان جنوبی که درگیر سیل شده به سوی پایتخت آغاز می کنند...
مهلا به همراه همسر و سایر اعضای بندربند سفر خود را از یک استان جنوبی که درگیر سیل شده به سوی پایتخت آغاز می کنند...
فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...
فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...
فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...
رضا ، معلمي ساده و درستکار که به سن ميانسالي رسيده و در برقراري ارتباط با آدم ها دچار مشکل است ، با دختري پاستيل فروش آشنا مي شود . دختر ، براي پيوند کليه خواهرش با مشکل روبروست و رضا را ترغيب به کارهايي مي کند که باب ميلش نيست و...
ملی با بازی ماهور الوند، دختر سر به زیري است که در یک خانواده مذهبی و آبرومند زندگی می کند. دو برادر دارد که برادر بزرگتر بسیار غیرتی و فرد کوچکتر هوادار ملی است. ملی با همکار خود در کلاس خیاطی با بازی السا فیروزآذر دوستی صمیمانهای دارد. یک روز در حین برگشت از کلاس به منزل با برادر او روبهرو می شود و از قیافه اش خوشش میآيد. سیامک نام این برادر است که میلاد کی مرام، نقش او را بازی می کند.
بعد از رد و بدل کردن شماره و مکافات بسیار، این دو مخفیانه با هم سر قرار می روند و عاشق هم میشوند. بعد از مدتی هم کار به خواستگاری میکشد و با وجود مخالفت های خانواده ملی به اصرار او به این ازدواج رضایت میدهند. ملی وقتی وارد خانواده سیامک می شود تازه می فهمد که چه قدر خانوادههایشان با هم فرق دارد و سیامک واقعی، چهره خشن و روان پریشی دارد. غیرتی بودن بیش از حد سیامک و دست بزن داشتن و خانواده خنثی و سرد سیامک در برابر دیوانه بازی های او ، همه و همه دست به دست هم می دهند تا ملی را در این راه نرفته عذاب دهند... .
ماهی عاشق یک پسر افغانستانی میشود و به خاطر رسیدن به او والدین خود را رها میکند و به تهران میرود؛ و پس از کش و قوسهای فراوان با حیران ازدواج میکند. در زمانی که او منتظر به دنیا آمدن دخترش هست حیران ناپدید میشود…