جان سخت 1403
جانسخت داستان دوستانی را روایت میکند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آنها در یک تور کویری باعث میشود تا اختلافات گذشتهشان دوباره آشکار شود.
جانسخت داستان دوستانی را روایت میکند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آنها در یک تور کویری باعث میشود تا اختلافات گذشتهشان دوباره آشکار شود.
عطای ۷ ساله را پیش یک رمال آینهبین میبرند تا طی مراسمی دزد طلاهای عمهاش را در آینه شناسایی کند، عطا که هیچ تصوری از سرانجام آنچه در آن شرایط بر زبان میآورد ندارد، برای رهایی از آن وضعیت، هر آنچه از تعاریف عمهاش دربارهٔ شک و تردید او نسبت به دزدی داوود پسر عمه دیگرش شنیده را بازگو میکند، غافل از آنکه این دروغ موجب عقوبتی دور از انتظار برای کل خانواده میشود.
«آسمان غرب» گوشهای از ایستادگی و دلاورمردیهای خلبان قهرمان شهید علیاکبر شیرودی را در التهابات یک ماه نخست جنگ در منطقه غرب کشور روایت میکند.
شکیب یک کارگر روزمزد میانسال بیخانمان است که همسر و پسرش را سالهای پیش در یک زلزله از دست داده و تاکنون با این امر کنار نیامده است. او در طی چند سال گذشته، با یک زن روسپی ناشنوای جوان به نام لادن رابطه برقرار کرده است. محل ساختوسازی که او امروز در آن کار میکند، معلوم میشود که صحنهٔ فیلمی دربارهٔ جنایات آدولف هیتلر در طول جنگ جهانی دوم است. و شکیب به دلیل شباهت عجیبش به هیتلر به عنوان جایگزین بازیگر قبلی انتخاب میشود و خانهٔ بزرگی به او داده میشود و لادن با متوجه شدن این موضوع از او برای حل مشکلی کمک میخواهد.
علیرضا بعد از از دست دادن برادرش نمیتواند گریه کند. دوستانش با راههای مختلف از او دعوت میکنند تا گریه کند…
آتیه و مادرش از تهران به خانهی رسولخان در روستا میروند. کامران، پسر رسولخان در راه آنها را دیده و وقتی در بالکن عمارت میبیندشان گل از گلش میشکفد و همانجا داستانش با آتیه شروع میشود.
این فیلم روایتی صلحآمیز از پایان رابطهای که روزی عاشقانه بوده را تصویر مینماید.
لیلی از طریق کتابی مرموز در مییابد که او و خانوادهاش تاکنون در زمان و مکانهای بسیاری زیستهاند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگیهای زیسته معنا بدهد و ...