گردباد 1364
داستان درباره انفجار ناشی از آزمایشات بیولوژیکی آمریکا در استان خراسان است که منجر به بیماری چوپان شده و دولت آمریکا سعی در ربودن وی و بررسی آثار آن دارد...
داستان درباره انفجار ناشی از آزمایشات بیولوژیکی آمریکا در استان خراسان است که منجر به بیماری چوپان شده و دولت آمریکا سعی در ربودن وی و بررسی آثار آن دارد...
کاوه (هومن سیدی) نابغه علوم کامپیوتری به همراه خواهر ( هانیه توسلی) و شوهرخواهرش ( مصطفی زمانی) تحت شرایط خاصی حساب بانکی یک رانت خوار به نام محتشم ( سام قریبیان) را هک میکنند. محتشم برای بازگشت پولش به روشهای غیرقانونی رو میآورد، اما این پول هنگفت در اختیار هفت جوان قرار میگیرد و مشکلات عدیدهای را برای آنها به وجود میآورد.
سعيد با كار قاچاق و تبديل سرمايه اش به دلار قصد دارد به خارج برود. او مي كوشد دوستش حميد را با خود همراه كند. سعيد حميد را تشويق مي كند كه هر دو مخفيانه سوار كاميون پدر حميد شوند كه هر دو مخفيانه سوار كاميون پدر حميد شوند كه عازم تركيه است. وقتي آن دو به گاراژ مي روند متوجه مي شوند كه چند قاچاقچي مقداري اشياي عتيقه را در كاميون رضا جاسازي مي كنند. حميد كه فكر مي كند پدرش با قاچاقچي همدست است با سعيد همسفر مي شود تا به پدرش ثابت كند قاچاق او تفاوتي با شكار قاچاق مرغابي حميد ندارد. قاچاقچي ها دو نوجوان را در ميانه ي راه به دام مي اندازند و از آن دو به عنوان گروگان براي وادار ساختن رضا به همكاري استفاده مي كنند. حميد و سعيد و رضا مي گريزند، اما سر دسته ي قاچاقچي ها آنها را تعقيب مي كند. پس از تعقيب و گريز، كاميون رئيس قاچاقچي به انبار بنزين اصابت مي كند و منفجر مي شود.
مدت بسیاری از مرگ مهران گذشتهاست و ژاله با کاوه (هومن سیدی) زندگی میکند. سر رسیدن یک دوست قدیمی باعث میشود تا او داستان همسر درگذشتهاش را به یاد آورد: مهران (بابک حمیدیان) رماننویسی است که در مراحل پایانی مبارزه با سرطان خون و در بستر مرگ است. مادرش بانو (رؤیا نونهالی) و همسرش ژاله (سحر دولتشاهی) از او نگهداری میکنند و در این میان مردی به نام آقاسید (سید ابراهیم عمادی) به آنها در نظافت و پرستاری کمک میکند. میان بانو و ژاله بر سر مهران کشمکشی شکل میگیرد که با هر گام نزدیکتر شدن به مرگ مهران شدیدتر-اما درونیتر- میشود.
بانو برای برگرداندن زندگی به مهران تلاشهای بسیاری را میکند، از سویی خواندن رمان بربادرفته برای یادآوری خاطرات قدیم و از سوی دیگر، دعوت دوست دوران کودکی او، همایون (سام قریبیان) و معشوقهٔ دوران کودکی او، صدا (شیرین اسماعیلی) برای ملاقات او.
اما تلاشهای مادر اثری ندارند و مهران هر چه بیشتر به مرگ نزدیک میشود، مرگ را آسانتر میپذیرد و وضعیت زندگی خود را مانند «یخفروش نیشابور» در شعر سنایی میداند.
ژاله را متقاعد میکند که پس از مرگ او نیز به زندگی خود-به ویژه از نظر عاطفی- ادامه دهد. مهران میمیرد و ژاله و بانو از خانه نقل مکان میکنند. به جای آنها در خانه دو نوازنده ساکن میشوند (که پیش از این به همراه صدا به خانهشان آمده بودند)
ژاله در مییابد که مهران پیش از مرگ از همایون خواسته بود تا بعد از مرگ او «هوای ژاله را داشته باشد.» اما ژاله، همسر تازهاش را خود انتخاب میکند و حالا، زندگی دیگری را آغاز کردهاست.
زن و مردی در تصادفی سهمگین در جادههای شمالی کشور، به کما رفتهاند و همسران آنها (با بازی آزاده زارعی و پژمان بازغی) از ارتباط بین همسرانشان با یکدیگر بی خبرند و نمیدانند چرا این دو باهم در یک ماشین بودهاند…
پسر جوانی در آستانه ازدواج با همسرش درگیر یک ماجرای مواد مخدری میشود و به زندان میافتد. آزاد شدن وی از زندان پس از سه سال سرآغاز اتفاقات زیادی است که پای پلیس و مافیای مواد مخدر را پیش میکشد
اين فيلم داستان گروهي از کشاورزان روستايي را روايت ميکند که شرکت سهامي آب، هنگام تخليه سد آب شور به اشتباه آب را روانه زمينهاي کشاورزي آنها ميکند و باعث خرابي تمامي محصولات آنها ميگردد. آنها پس از آن که از طريق مسئولين سد، دهيار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکلشان نميشوند، تصميم ميگيرند که نزد رئيسجمهور بروند و مشکلشان را با او در ميان بگذارند. اين گروه با تراکتور از روستاي خود به سمت تهران عازم ميشوند و طولي نميکشد که خبر سفر آنها در تمام رسانهها پخش ميشود و اين موضوع باعث ايجاد محبوبيت و مشکلاتي براي آنها ميگردد.