برچسب محمد ساربان

نامدار (بازگشت) 1390

نامدار، پسر حجره داری معروف در بروجرد است و پس از سالها از تهران به زادگاهش بازمی‌گردد و دلباخته دختری به‌نام صنم می‌شود. صنم شرط ازدواجش این است که نامدار مانند پدرش دست به خیر باشد. پس از آن نامدار تشویق می‌شود با آدم‌های شرور می‌جنگد حتی با حاکم درمی‌افتد. وی حتی به طرفداری از مشروطه خواهان دورۀ قاجار برای آزادی سید جمال‌الدین واعظ تلاش می‌کند. نامدار را به جرم مخالفت با حکومت زندانی می‌کنند و قرار می‌شود در میدان شهر اعدامش کنند، اما مردم او را فراری می‌دهند و صنم که از عشق زینت به نامدار با خبر است وی را همراه نامدار فراری می‌دهد.

شب آخر 1401

سریال «شب آخر» روایتی از زندگی دو خانواده است که یکی از آن ها اخلاق‌مدار و دین‌محور است و دیگری مال اندوز و غرق در ظواهر زندگی در نتیجه کشمکش های فرزندان این دو خانواده حوادث دراماتیک سریال رقم می‌خورد.

اربعین 1385

دکتر علی صادقی آزاده ای است که پس از مرگ همسرش یسنا به همراه خواهرزاده اش مانی که از انگلیس به ایران آمده برای رویارویی با اسعد ، افسر بعثی عراقی که زمان اسارت او را مورد شکنجه های وحشیانه قرار داده است ، عازم عراق می شود . سفر آنها مصادف با ایام اربعین حسینی ( ع ) است . سفر عراق ماجراهای زیادی دارد که در نهایت به مواجهه علی و اسعد منتهی می شود و ….

مرگ یک شاعر 1388

این فیلم با هدف نمايش زندگي و شخصيت ميرزاده عشقي و نحوه مرگ او ساخته شده است. ميرزاده عشقي فردي ژورناليست و شاعر است كه اواخر سال 1303 در سن 30 سالگي در منزلش ترور شد.

شب بارانی 1392

رحمان ، مرد معتمد روستایی را روایت می کند که در اثر یک تصادف فوت می کند . پیگیری مرگ رحمان توسط همسرش مهدخت و پاسگاه ، آنها را به سرنخ هایی میرساند. در این بین دوست رحمان اسماعیل، به مهدخت نزدیک شده و همین امر باعث بوجود آمدن حرف و حدیث هایی پشت سر او شده است. در پی این ماجرا مهدخت بسیار از اسماعیل ناراحت و عصبانی گردیده و دائم او را از سر راه خود کنار می زند. بالاخره در یک شب بارانی در حالی که مهدخت به کنار رودخانه ای رفته که رحمان پس از تصادف در آنجا سقوط کرده و کشته شده است رفته و ....

نقش ترنج 1394

ترنج دختری است فارغ التحصیل رشته فرش که از کودکی به نقاشی فرش و فرش بافی علاقمند بوده است و به نوعی شغل پدر مرحومش نیز می باشد.

ترنج قصد دارد در راستای معرفی فرش همدان کارگاه تولید و فرش این هنردست را دایر نماید که با مخالفت دشمنان پدرش روبرو می شود تا اینکه شخصی از خارج از کشور (ترکیه) بعد از دیدن نقشه های فرش ترنج در اینترنت با ترنج وارد معامله می شود ولی در اواسط این شراکت و بعد از یک درگیری فیزیکی میان تاجر خارجی و مخالفان ترنج وی به ترکیه عزیمت می نماید و ترنج را با چک های پاس نشده و مقروض تنها می گذارد.

ترنج برای حل مشکلات پیش آمده، مجبور به سفر به ترکیه می شود.

دلنوازان 1388

رعنا که دو فرزند به نام‌های بهزاد و ستایش از همسر سابق خود اتابک سپهری داشته، در ۲۴ سال قبل پس از جدا شدن از اتابک و ازدواج با جهان ملکپور، دخترش ستایش ربوده میشود. او با گذشت سال‌ها همچنان در فراق دخترش غمگین است.او بارها برای پیدا کردن ستایش تلاش کرده و آخرین کسی که ادعای ستایش را کرد یلدا بود که او نیز از آزمایش موفقیتی به در نبرد. رعنا برای همسر پسر خود، بهزاد، دختر عمه‌اش، مهتاب، را در نظر گرفته‌است. اما پس از مدتی بهزاد مهتاب را فراموش کرده و با یلدا ازدواج می‌کند.

خانه ما 1379

فرهاد تهرانی یک استاد فیزیک و عضو هیئت علمی یک دانشگاه است.نیما عشق فوتبال و پویا پسر باهوش ولی درس نمی خواند و شیطان خانواده است.آیدا نیز کودک ۵.۵ ساله ی بامزه و باهوش ولی ساده باور است که معمولا توسط پویا دست انداخته میشود.سارا اقتصادی و گاه خسیس و علاقمند به فیلم سازی است. آذر مادر خانواده به گل و گیاه علاقه دارد.در قسمت های ابتدایی پدربزرگ خانواده نیز حضور داشت که در قسمت های بعدی به بهانه سفر به اهواز حذف می شود و در چند قسمت مانده به آخر نقش محدودی ایفا می کند.داستان از خرید خانه توسط پدر آغاز میشود...