شب واقعه 1387
چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...
چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...
پس از وفات داود نبی، فرزند 9 ساله ی او سلیمان به نبوت برگزیده می شود . سلیمان جوان در طول سلطنت خود عدالت را بر ملک خود حاکم کرده و تشکیل حکومت دینی می دهد. قلمرو سلیمان در امن و امان است، مردم در آرامش کامل به سر می برند،
زني براي کار کردن بعنوان خدمتکار وارد زندگي مردي ميشود که براي فروختن خانه پدري خود از خارج کشور بازگشته است و داستان زندگي اين دو نفر بصورت موازي با هم روايت مي شود و مشکلات زندگي آنها به تصوير کشيده ميشود.
همسر مهندس جواني به نام سعيد وي را مجبور مي كند مبلغ هنگفتي قرض كرده و او را براي اسكي و تفريح به فرانسه و كوه هاي آلپ بفرستد. در آلپ هنگام اسكي، زن در يك يخچال طبيعي سقوط كرده و مي ميرد. سعيد پس از بيرون آمدن از بهت و حيرت ناشي از مرگ همسرش با دختر ديگري ازدواج مي كند، اما بلافاصله بعد از ازدواج جسد يخ زده همسر قبلي در كوه آلپ پيدا مي شود و در اثر اتفاقي زنده شده و به ايران برمي گردد...
سیما زنی است که زمانی دلبسته علی (راننده آژانس) بوده و حالا در تلاشی مذبوحانه میکوشد توجه مرد را به خود جلب کند که موفق به این کار نمیشود.سیما انرژی زیادی خرج میکند تا بتواند گذشته را یک بار دیگر بازسازی کند، اما هر اندازه حرفهای گذشته را پیش میکشد، چنین به نظر میآید که علی دارد از او دورتر میشود.
فیلم داستانی تاریخی دارد که در سالهای ششم تا هشتم هجری و از هدیبه تا فتح مکه رخ می دهد و داستان زندگی شخصی به نام ابوبصیر را روایت می کند. مردی به نام "ابوبصیر" در ایام صلح حدیبیه از بین کفار گریخته و به پیامبر اسلام پناهنده میشود. حالا همه چشم انتظارند که پیامبر برای حفظ صلح او را به کفار تحویل خواهد داد یا ...
گروهی از ماموران شناسایی ایران در سال ۱۳۶۴ برای شناسایی منطقهای از رودخانه اروند دچار سختیهای فراوانی میشوند اما سرانجام منطقه شناسایی شده و عملیات والفجر ۸ انجام میگردد.
«باديگارد» درباره محافظي شخصي است که از جان يکي از شخصيتهاي مهم نظام محافظت ميکند اما در جايي و براساس حوادثي متوجه ميشود که او بيش از آن که به فکر نظام باشد به فکر منافع شخصي است. محافظ شخصي دچار تشکيک ميشود و همين امر باعث ميشود که محافظت از آن فرد را کنار بگذارد. اما به دليل خدمات و خلوصي که در وي وجود دارد او را به محافظت از فرد ديگري ميگمارند که يکي از فعالان هستهاي کشور است.