مهمان (کوتاه) 1403
ویلایی در شمال به طور موقتی والبته اتفاقی در اختیار چند خانواده که قوم و خویش هستندقرار می گیرد..مردها بخاطر مشغله های کاری نمی توانند تمام وقت کنار خانواده شان باشند اما با هزار شرط و شروط می پذیرند که همسرانشان به همراه مادربزرگ خانواده چند روزی را آنجا در کنار هم بگذرانند . زن ها طی پرحرفی های شبانه و تعریف داستانهای ترسناک ،به همسایه ویلای دورتر مشکوک میشوند و او را مردی خطرناک و خلافکاری می پندارند و…
آتش اشک ریز جوانی ساده دلی که برای پاس کردن چک های جهیزیه خواهرزاده اش به مشکل برخورده، به ناگهان متوجه می شود مبلغ بسیار زیادی پول در حساب بانکی اش ریخته شده و …
فرود به خاطر اينكه كار خود را رها كرده و فرشته را از خودكشي نجات داده، از كار بركنار شده و در نيمه شبي كودكي شش ساله را پشت در منزل خود مي بيند و پس از خواندن نامه و ديدن مداركي درمي يابد كه كودك فرزند خود اوست از زندگي نافرجامش در آلمان كه مادر آلماني اش به خاطر بيماري صعب العلاجش به ناچار كودك را نزد فرود برگردانده است. فرود كه هم به دنبال كار است و هم سرگرم بچه داري، به ناگاه متوجه مي شود كه فرزندش به بيماري قلبي دچار شده است و درمي يابد كه بايد مبلغ هنگفتي براي معالجه اش بپردازد او موفق به مهيا كردن چنين مبلغي نمي شود اما مصمم است كه به هر شكل شده فرزندش را از مرگ حتمي نجات دهد و به ناچار دست به اسلحه مي برد.