از سرنوشت 4 1400
سریال «از سرنوشت، فصل چهارم» داستان دو شخصیت با نام های «هاشم» و «سهراب» را روایت میکند که کودکی سختی را پشت سر گذاشته اند و حالا با چالش های عاطفی در کنار کارشان رو به رو هستند.
سریال «از سرنوشت، فصل چهارم» داستان دو شخصیت با نام های «هاشم» و «سهراب» را روایت میکند که کودکی سختی را پشت سر گذاشته اند و حالا با چالش های عاطفی در کنار کارشان رو به رو هستند.
این سریال به صورت اپیزودیک خواهد بود و قرار است بخشی از آن داستان یک تاکسی اینترنتی و قصه هایی که راننده این تاکسی در پیرامون خود تجربه می کند، باشد.
سرگرد کاوه کیهان این بار هم با پرونده های مختلف و خشنی رو به رو می شود اما آنچه این معماهای کوچک را به هم وصل میکند، قصه ای بزرگتر است که به گذشته کاوه برمیگردد.....
پسری به نام حامد که در خانوادهٔ مذهبی حاج علی تهرانی (که وضع مالی خوبی دارند) زندگی میکند. او همدانشگاهیای به نام لیلا دارد که دختری ثروتمند و غیرمذهبی است. طی یک حادثه لیلا میخواهد آبروی حامد را به کمک دوستانش و نامزدش (پسر عمویش) ببرد ولی سرانجام لیلا و حامد درگیر یک رابطهٔ عاشقانه میشوند و با هم ازدواج میکنند. این ازدواج موجب تغییرات بسیاری در شخصیت و شیوهٔ زندگی لیلا میشود. لیلا باردار میشود ولی حامد، پدر و مادرش طی یک تصادف فوت میکنند و ... .
مجید(وحید رحمتی) برای خواستگاری از فرشته(ویدا جوان) منتظر بازگشت پدر او از سفر خارج است، در صورتی که بر خلاف تصور او مظفرخان(سید مهرداد ضیایی) از زندان آزاد شده و به خانه باز می گردد. از آنجا که خانواده مجید کاملا موجه و متشخص بوده و بر خلاف آنها پدر، برادر (محمد معماریان) و پسرخاله فرشته (محمد امین كریم پور) همگی خلاف کار هستند، مظفر خان نگران سرکوفت های احتمالی آینده شده و با این ازدواج مخالفت مینماید.بنابراین شرطی برای ازدواج آن ها می گذارد،سیاوش(محمدامین كریم پور) و فرهاد(محمد معماریان) جهت بانجام رساندن شرط مظفرخان نقشه های مختلفی دارند كه اتفاقاتی را رقم زده و...
«جواد جوادی» در این فصل پا به دانشگاه امیر کبیر میگذارد. در همان بدو ورود طی اتفاق غیر مترقبه ای با مسعود و سپس قاسم که از اهالی بیرجند است آشنا میشود. گرچه دوستی جواد با این دو کمی دچار چالش بوده اما رفته رفته با یکدیگر رفیق میشوند. هر سه دوست با هم پیمان میبندند که با سخت کوشی و تحصیل، نخبه شده و به راحتی جذب دانشگاه پورتلند آمریکا که محل سکونت مژگان عباسی است بشوند. آنها در مقطع فوق لیسانس برای آزمایش پروژه خود وارد حریم ممنوعه شده و برایشان مشکلات عدیده امنیتی پیش میآورد. مشکلاتی که موجب میشود جواد به آینده اش و رسیدن به پورتلند نگران شود. در ادامه ماجرا خطرهای زیادتری دامن جواد و مسعود و قاسم را میگیرد. آنها در این فصل برای رهایی از موانع به نوبه خود اقدام میکنند. تیم جهت برای رسیدن به هدف بزرگشان در چند جبهه میجنگند. جنگ با رقبای دانشگاه، درگیری با بازار کار و تبعیضها، جنگ برای اثبات خود به مدیران و مسئولین و صاحب صنایع، مرافعه با رئیس سخت گیر و مقرراتی دانشگاه آقای توفیقی، تلاش برای برطرف کردن سوءظنی که سرگرد خوشنام به آنها دارد باعث شده تا این فصل با فراز و فرودهای متعددی مواجه شود. بهخصوص در میانه نبرد هر سه دوست درگیر مسائل عاطفی هستند یا میشوند که راه را برای رسیدن به پورتلند دشوارتر میکند… در پایان داستان، جواد از رفتن به پورتلند و ازدواج با مژگان منصرف میشود و تصمیم میگیرد با مرضیه، همکار و هم دانشگاهی اش، دختر دکتر توفیقی ازدواج کند.
سریال «آقازاده» در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش میکند تا دست نیما را رو کند.
مسعود با اینکه زن و دو فرزند دارد در تکاپوی ازدواج دوم میباشد. از قضا دختری که قصد ازدواج با او را دارد با همسر اول مسعود دوست صمیمی میباشد. این دو بطور اتفاقی از ابن موضوع مطلع میشوند....