برچسب محمد جعفری هرندی

حالا چه شود! 1373

در كنار يك هتل بزرگ خانه اي قديمي مثل يك وصله ناجور قرار دارد. مالكي درصدد خريدن خانه برمي آيد، اما پيرزن صاحب خانه، راضي به فروش آن نيست. مالكي به طريقي با فرزندان پيرزن رابطه برقرار مي كند تا بلكه موفق به خريد خانه شود. پس از يك سلسله حوادث مضحك سرانجام مالكي تسليم سماجت پيرزن شده و با او ازدواج مي كند و حياط خانه قديمي را به مدرسه مجاور مي دهد تا بچه ها، محلي براي بازي داشته باشند.

اتل متل توتوله 1370

جاهل خان در تماسي با ناظم مدرسة‌ ابتدايي انديشه از او مي خواهد كه مدرسه را تعطيل كند. جاهل خان تعدادي بخاري به مدرسه اهدا مي كند، و از آن پس كتاب هاي درسي بچه ها ناپديد مي شود. به توصية مسئولان مدرسه از بين بچه ها گروه انتظامات تشكيل مي شود تا حافظ كتاب هاي درسي باشد. عينكي و دوستانش در روزنامة ديواري مدرسه به بررسي حوادث مدرسه مي پردازند و مسئول گرفتاري ها را گودزيلا اعلام مي كنند. جاهل خان با سه عروسك خيمه شب بازي بچه ها را به خارج از مدرسه دعوت مي كند تا آن ها را از درس و مشق بيندازد. بچه ها به او اعتنايي نمي كنند و عينكي پس از اين كه متوجه اعمال خرابكارانة بخاري ها مي شود بچه ها را بسيج مي كند و آن ها با تفنگ هاي پلاستيكي و آب پاششان به جنگ بخاري ها مي روند و بر آن ها پيروز مي شوند.