برچسب محمد امیدی

شاهد عینی 1380

امیرعلی که پسری بازیگوش میباشد در جمع دوستانش داستان های تخیلی میگوید و همه او را دروغگو خطاب میکنند. روزی امیرعلی با دوستش مجید دعوایش میشود و سر او را میشکند. پدر و مادر دختر به خانه امیرعلی آمده و شکایت را به پدرش می برند. پدر امیرعلی او را در بالا پشت بام زندانی میکند. بالای پشت بام به خانه همسایه مشرف بوده که امیرعلی آن شب در خانه میبیند که یک روحانی را که با کشف حجاب مخالف است میکشند. امیر علی این موضوع را برای پدرش تعریف میکند ولی پدرش به خاطر سابقه حرفهای امیرعلی، حرفهایش را قبول نمیکند..

یک شهر تنهایی 1400

داستان این فیلم درباره شخصی به نام سوری می باشد که در روستایی در الموت زندگی می کرده است و در روستای آنها سربازمعلمی به نام ایوب که اهل اردبیل بوده است زندگی می کند که سوری عاشق او می شود. ایوب با پایان سربازمعلمی اش به اردبیل برمی گردد و سوری یک سال از دوری او مریض می شود و پس از یک سال بالاخره با ترفندهای متفاوت از خانه فرار می کند و به اردبیل می رود و اتفاقاتی که برای او در آنجا رخ می دهد.