موش توی پیت حلبی (نمایش) 1394
«جهیزیه پر ماجرا» درباره چند نوجوان است که برای تهیه جهیزیه خواهر یکی از بچه ها که دچار مشکل مالی است، دست به کار میشوند و میخواهند با تصورات نوجوانانهشان به آنها کمک کنند.
فیلم مربوط به زندگی زنی به نام آذر است که مدتهاست بعد از دست دادن همسرش با فرزند معلول و عقب ماندهاش زندگی میکند. او در این سالهایی که مجبور بوده زندگی محدود و آبرومندی را برای خود و پسرش فراهم نماید از طریق خدمتکاری، بسته بندی سبزیجات و ترشی درست کردن امرار معاش میکرده. اما آذر که مدتها با توجه به اینکه گزینه های مناسبی هم برای ازدواج داشته، تصمیم گرفته بود بی شوهر زندگی کند، از تصمیم خود عقب نشینی می کند و می خواهد به خواستگاری مردی بدون حضور پسرش پاسخی مثبت بدهد!
ماجرای مجموعه «بی همگان» درمورد دختر و پسری است که تصمیم گرفتهاند با هم ازدواج کنند، اما مشکلات و مسائلی مختلفی سر راهشان قرار دارد.
امیر پسربچه ای است که از اینکه پدرش مجبور است برای آقای فراست کار کند ناراحت است. پدر امیر در کار انیمیشن سازی است و یک عروسک ساز حرفه ای است ولی آقای فراست با پدرش بد اخلاق است و احترام او را نگه نمی دارد. پدر بزرگ امیر در کار خیمه شب بازی است و در کارش استاد است او یک چراغ جادو به امیر هدیه می دهد که غولک از آن بیرون می آید و امیر را برای دیدن آینده اش به زمان آینده می برد. امیر پس از دیدن آینده تصمیم می گیرد به کمک غولک به پسرش کمک کند و اوضاع را رو به راه می کند که ...
این فیلم روایتگر داستان زندگی مسعود و رویا که بعد از سالها زندگی در خارج از کشور به ایران بر می گردنند؛ ورود آنها همزمان می شود با بیماری و روزهای آخر زندگی مادر تا اینکه....
بابک پرچمدار جوان بیکار، دست و پا چلفتی و خیال بافی است که دائما برای دیگران به ویژه همسرش دردسر ساز شده و همه تلاشش برای ثبت اختراع دزدگیر الکترونیکی بی نتیجه مانده است. مشکلات مالی او هر سال علتی است که صاحب خانه ها را از تمدید قرارداد اجاره برحذر می کند و بابک به ناچار اینبارهم باید محل زندگی اش را تغییر دهد. منزل جدید اجاره ای او و همسرش ثریا، خانه ای است که صاحبش مدتی است مفقود شده و خیال آنها از پرداخت اجاره، حداقل برای مدتی راحت است. بابک که از مشکل راه رفتن در خواب رنج می برد شبی شاهد سربه نیست شدن مردی به دست همسایه روبرویی می شود اما به هر کسی مراجعه می کند صحبتهایش به حساب خیالبافی گذاشته می شود تا اینکه خود او هم به دام همسایه جنایتکار افتاده و راز مفقود شدن صاحبخانه بر او برملا می شود. بابک فرصت دارد تا پیش از هرگونه اقدام محسن، همسایه، جان خود و همسایه های گیرافتاده را نجات دهد.
مردی که دو روز است سیگار را ترک کرده وقتی برای صدا زدن پسر 10 سالهاش از خانه بیرون میرود با پسری 16 ساله مواجه میشود که دنبالش آمده تا با هم به خانهشان بروند. جایی که علی پسرش و دو دوست دیگرش متهم به دزدی دوچرخه شدهاند.