فاخته (کوتاه) 1402
ابراهیم پس از فرار از زندان به روستای محل زندگیش می آید، تا عتیقه ای که قبلا در منزلشان جاسازی شده را در قبال زنده ماندن خانواده اش به قاچاقچیان تحویل بدهد...
ابراهیم پس از فرار از زندان به روستای محل زندگیش می آید، تا عتیقه ای که قبلا در منزلشان جاسازی شده را در قبال زنده ماندن خانواده اش به قاچاقچیان تحویل بدهد...
این فیلم به ماجرای راه اندازی سینمای متروکه متروپل آبادان در دل جنگ و محاصره شهر میپردازد. چندین نفر میخواهند در بحبوحه محاصره، سالن متروپل را دوباره به زندگی برگردانند. این موقعیت به ظاهر کوچک، در بستر جنگ به حرکتی بزرگ و معنادار تبدیل میشود.
این مجموعه داستان آقای ناصری بازنشسته پالایشگاه آبادان و خانواده اوست که در هر قسمت از آن، برای وی و خانواده اش اتفاقات جدیدی می افتد که علاوه بر موقعیت و دست مایه طنز، تلنگری نیز به چالش ها و معضلات منطقه می زند.
داستان این فیلم در رابطه با کودک و نوجوانانی است که به جای قلم مجبور می شوند اسلحه دست بگیرند و بجنگند. درواقع این فیلم داستان کودکان و نوجوانانی است که به اجبار از پشت میز های مدرسه برای دفاع از خانواده خود وارد میدان جنگ شدند.
این سریال با موضوع مدرسه ای است که قبل از همه گیری گرونا میزبان مسافران نوروزی بوده و خانواده هایی با فرهنگ های مختلف به اصفهان میآمدند و هم اکنون خاطره تمام آنها با ورود یکی از گروه های دوسال پیش به مدرسه، تداعی میشود و باعث ایجاد دردسر هایی برای سرایدار و خانواده اش می شود.
داستان فیلم دربارهٔ ماههای آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانوادههای شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همهٔ دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند. اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانهٔ خود را رها کند در این میان پسر بزرگتر و نوجوان خانواده، از دست این تصمیم مادر عصبانی است. مدام به جان مادر غر میزند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفتهاند. به هر بهانهای با مادر بحث میکند و حرف از رفتن میزند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانهای است که در آن مادر شدهاست.