برچسب محمدعلی فرمند

کلبه ای در مه 1399

این سریال درباره روستایی در گیلان است که یک معدن مهم دارد و فردی در زمستان 1357 به آنجا می‌رود و وقایعی اتفاق می‌افتد. دختر اصلی این سریال نامش " میجان " است که با نامادری‌اش در روستایی در گیلان زندگی می‌کند. روزی جوانی زخمی و بدحال پیدا را می‌کند و میجان و نامادری‌اش طایه تصمیم می‌گیرند جوان زخمی را در کلبه‌ای که کسی از وجود آن خبر ندارد مخفی کنند و بعد معلوم می‌شود آن جوان یک فرد فعال سیاسی است و ماموران ساواک شاهنشاه به دنبال او هستند و اتفاقاتی پیرامون آن فرد اتفاق می‌افتد.

اعتراف 1375

رفيع دانشجوي انصرافي رشته ي نقاشي، افسرده و ناراضي از وضيعت خود به نقاشي كردن صرف پناه برده است او كه با پدر روابط سردي دارد توسط تلفن يك زن ناشناس درمي يابد كه مادرش زنده است و پدر تا به حال به او و خواهرش دروغ گفته است. رفيع از وجود مادر مطمئن مي شود و بدون اطلاع خواهرش، از پدر در اين مورد توضيح مي خواهد و پدر، مادر را مقصر مي داند كه بين كار و زندگي، كارش را كه مورد اختلاف آن ها بوده انتخاب مي كند و به شهر ديگري مي رود. رفيع كه سعي دارد به پدر نزديك شود و جبران ضرر مالي او را، با تلاش در زمينه ي خريد و فروش و احتكار مواد غذايي بكند از طرف پدر مورد سرزنش قرار مي گيرد رفيع هم اسباب و وسايل خود را به خانه ي مادر مي برد و در ملاقات هاي بعدي مي فهمد كه مادرش زمان درازي زنده نخواهد بود پس براي جبران رفتار پدر، رفيع روز عروسي خواهرش او را به ديدن مادر مي برد و دنيا از اين ديدار دچار شوك مي شود و چند روزي به خانه برنمي گردد اما بالاخره رفيع او را بر مي گرداند و مادر كه در بيمارستان است از پدر دعوت مي كند كه به آن جا بيايد و با پا در مياني، پدر و پسر را به هم نزديك مي كند و بعد از مرگ مادر، آن ها با هم ارتباط بهتري پيدا مي كنند.

نشانی 1386

علي 14 ساله در پرورشگاهي در تهران زندگي مي كند. او بر اثر حادثه اي متوجه مي شود پدرش زنده است، اما به دليل قتل دايي اش در زندان بسر مي برد. علي پس از مراجعه به زندان از آزادي پدر آگاه مي گردد. او كه ديگر مايل به بازگشت به پرورشگاه نيست، به دنبال زندگي جديد خود است و به هر طريقي آدرس پدر را مي يابد، اما او با ازدواجي كه كرده مايل نيست از علي نگهداري كند. به ناچار علي به دنبال مادر رفته تا شايد كمبود محبت هاي خود را جبران كند، اما دايي علي از آمدنش خوشحال نيست و او را از خود مي راند. در نهايت زماني كه علي در اوج نااميدي است، پدر به سراغش مي آيد.

حریم 1387

کشتار عجیبی در یکی از جنگل های شمال ایران به وقوع پیوسته است . یک افسر پلیس(با بازی حمید فرخ نژاد به همراه مامور پلیس محلی(با بازی عنایت شفیعی) به منطقه فوق اعزام میشوند تا از راز قتل تروریست های انگلیسی پرده بردارند اما ...

کلبه 1387

داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند.

سایه 1394

داستان پسر و دختری را روایت می‌کند که قصد دارند با یکدیگر ازدواج کنند اما با مخالفت پدر روبه رو می‌شوند.

پشت پرده مه 1383

مرتضي پسر بچه روستايي و ناشنوا با آموزگار تازه وارد دبستان، بر سر عشق او به مادرش دچار توهم و بحران روحي مي شود. دوستان او در ادامه كشمكش ميان آن ها نقش اساسي را ايفا مي كنند تا جايي كه آن دو را به سوي يك دوئل تلخ و غم انگيز سوق مي دهند.