برچسب محمدعلی شادمان

یاغی 1401

"یاغی" روایتگر درامی پر فراز و نشیب از سفر یک قهرمان است که شخصیت های متنوعی از طبقات مختلف اجتماعی در مسیر با او همراه می شوند یا برایش مانع می تراشند. یاغی باید از مرز درد و خستگی عبور کند.

ماه و پلنگ 1395

مردی در شب عروسی‌اش در یک حادثه تصادف فوت می‌شود. پس از آن داستان شکل می‌گیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک می‌خواهد.

دیوار به دیوار 1 1396

دیوار به دیوار داستان پنج خانواده را روایت می‌کند که به دلایلی مجبور می‌شوند سه ماه در یک خانه با یکدیگر زندگی کنند. این پنج خانواده پیش از این هیچ آشنایی با یکدیگر نداشته‌اند و در یک روز، بنا به اتفاقی، مجبور می‌شوند با هم زندگی کنند.

این خانواده‌ها همگی واحدهای آپارتمانی را پیش خرید کردند و وقتی مورد کلاهبرداری قرار می‌گیرند چون جایی برای سکونت ندارند از مشیری که سازنده خانه‌ها بوده می‌خواهند تا خانه خود را در اختیار این افراد قرار دهند و او هم با توجه به درخواست قاضی موافقت می‌کند و…

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

کیمیا 1394

این مجموعه تلویزیونی با محوریت زندگی بانوی جوانی به نام «کیمیا پارسا» با بازی مهراوه شریفی‌نیا در سه مقطع زمانی قبل و حین انقلاب، آغاز جنگ، دوران جنگ ایران و عراق و زمان حال روایت می‌شود.

میخواهم زنده بمانم 1399

داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ می‌دهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده می‌شوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خنده‌ها به غم تبدیل می‌شود، هما در دو راهی سختی قرار می‌گیرد…