دلم می خواد 1393
بهرام فرزانه نويسندهاي است كه مدتهاست نمي تواند داستان بنويسد. ناگهان بر اثر يك تصادف اتومبيل، آهنگي در ذهنش تكرار مي شود كه او را به رقص مي آورد. همين اتفاق شوق نوشتن را در او بر مي انگيزد. ولي اين همه ماجرا نيست...
بهرام فرزانه نويسندهاي است كه مدتهاست نمي تواند داستان بنويسد. ناگهان بر اثر يك تصادف اتومبيل، آهنگي در ذهنش تكرار مي شود كه او را به رقص مي آورد. همين اتفاق شوق نوشتن را در او بر مي انگيزد. ولي اين همه ماجرا نيست...
مرتضی (جواد عزتی) پسری است که در گاراژ کار میکند و به مناسبت سالگرد نامزدیاش از گاراژ ماشین گرانقیمتی را به عنوان امانتی برمیدارد، در همین حین که نامزد او سوار بر ماشین است و مرتضی برای خرید آبهویج بستنی میرود به ناگاه ماشین شهرداری با آینه بغل ماشین او برخورد و آینه بغل او میشکند و خسارت زیادی به ماشین وارد میشود که بعد از ۲ روز مرتضی و نامزدش مهناز (نازنین بیاتی) برای عذر خواهی به منزل شاهانه شاهرخ (محمدرضا گلزار) میروند و در آنجا اتفاقاتی رخ میدهد.
طی روزهای اخیر بازگشت رضا رشیدپور و همچنین محمدرضا گلزار به عرصه اجرا در تلویزیون، به شکلهای مختلف مطرح و درباره آن اظهار نظر شده است؛ رسانهها در روزهای اخیر از بازگشت این دو چهره شناختهشده به تلویزیون خبر دادند و برخی حتی جزییات برنامههایشان را هم اعلام کردند؛ با این همه خبر هنوز از سوی معاونت سیما یا شبکه پخشکننده به تایید رسمی نرسیده است؛ اما در شرایطی که امروز خبرگزاری صداوسیما هم خبر را منتشر کرده است، به نظر میرسد، باید بازگشت این دو را به صداوسیما تا حد زیادی قطعی دانست.
امید به همراه همسرش آلا و آرش برادر همسرش در مهمانی حضور دارند. میترا همسر سابق امید با او تماس میگیرد و میگوید که به کمک امید احتیاج دارد. امید با او قرار میگذارد و اتفاقات بعدی رقم میخورد که همسرش در مراسم تولد چهار نفره مست میشود و چیزهایی که نباید بگوید را میگوید.
مهندس باهر مدیر کارخانهای است که به همسرش میترا به ارث رسیده است. اما کارخانه در معرض ورشکستگی است و میترا از این موضوع خبر ندارد. گندم، دختر مهندس باهر اعلام میکند که قصد دارد با استادش، پارسا ازدواج کند. باهر ابتدا مخالفت میکند اما وقتی متوجه می شود که پارسا از یک خانواده ثروتمند است تصمیم میگیرد که با این ازدواج موافقت کند تا از طریق ثروت خانواده پارسا کارخانه را نجات دهد. اما برپاکردن جشن عروسی هزینه زیادی دارد...
این فیلم داستانی است در مورد دو رفیق که تجربه به زندان افتادن آن دو به نفع شان شد. این دو رفیق هنگام آزاد شدن از زندان از یک پیرمرد نقشهٔ گنجی را دریافت کردند. نقشه گنج در مورد ۳ یاقوت بود که دست ۳ نفر بود و یک تاج که در کنار هم ارزش پیدا میکردند…
سام و عبد و اميد با هم رفقاي صميمي هستند. با گذشت زمان سام به نرگس، خواهر عبد علاقه مند مي شود. عبد كه قهرمان ورزشي مي شود از سام چاقويي را به عنوان هديه دريافت مي كند و وقتي با چاقو ژست مي گيرد سام از او عكس مي گيرد. بعد از مدتي مشخص مي شود كه اميد هم به نرگس علاقه مند شده، به همين دليل براي انتقام از سام ماجراي علاقه مندي او را به نرگس، براي عبد تعريف مي كند. عبد عصباني به ديدار سام مي رود. و آن جا به جاي سام، خود را با چاقو مجروح مي كند كه منجر به فوت او مي شود. سام در اين ميان قاتل شناخته مي شود و حكم اعدام او صادر مي شود. اما روز عروسي اميد و نرگس، با ديدن عكس عبد، واقعيت مشخص شده و پدر نرگس روز اعدام سام، او را مي بخشد.
سايه، مهندس آرشيتكت، براي طلاق از همسرش يوسف كه مهندس راه و ساختمان است، نزد وكيل مي رود اما تصادفاً گذارش به مطب يك روان شناس مي افتد و طبق پيشنهاد روان شناس، نحوه آشنايي و مسائل مربوط به زندگي مشتركش با يوسف را كه آكنده از لجاجت هاي متقابل است، براي دكتر تعريف مي كند. دكتر پس از ملاقات با يوسف كه دوست دارد همسرش مطيع او باشد، به اين زوج پيشنهاد مي كند به جاي طلاق، مدتي را دور از يكديگر سپري كنند و طي اين مدت بر اساس آموزه روان شناسي مبتني بر شناخت كودك درون، به درمان خويش بپردازند. معالجه هاي دكتر كارگر مي افتد و سايه و يوسف زندگي شان را با مسالمت و تفاهم از سر مي گيرند.