روزگار 1387
جمیل، رئیس یک باند تبهکاری است که توسط همسر خواهرش، سرهنگ یونس سبزی به زندان افتادهاست. او ۱۵ سال زندان بودهاست. او در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش (خورشید) با پسر سرهنگ سبزی (امیرحسین) مطلع میگردد و با اینکه کینه و نفرت نسبت به یونس، سرتاسر وجودش را گرفته، با ازدواج فرزندانشان موافقت میکند. اوکه در تمام این سالها به انتقام فکر میکرده، در روز عقد دخترش از زندان آزاد میشود و …
یک مادر و دختر به نام پوران و ترانه در خارج از کشور زندگی میکنند. پوران برای دیدن مادرش که پیرزنی مریض است و در ایران زندگی میکند همراه با دخترش به ایران می آیند، او به دلیل اصرار زیادی که دارد مایل نیست کسی از آمدن آنها به میهن آگاه شود اما ناخودآگاه یکی از همسایههای قدیمی آنها را میبیند و ...