برچسب محمدرضا مالکی

مترجم 1401

یک مترجم جوان در شغلش مسیرهای تازه‌ای را کشف می‌کند. رفتن در این مسیرهای پر پیچ و خم باعث می‌شود تا او به رازی خانوادگی پی ببرد که بر زندگی و آینده‌ خود و خانواده‌اش سایه می‌اندازد. سایه‌ای که می‌تواند آرامش یک شهر را تهدید کند.

آتش زیر خاکستر 1388

داستان فیلم درباره پسری به نام"مجید" است که پدرش را از دست داده و مادرش را نیز در جریان مبارزات قبل از انقلاب از دست می دهد. "مجید" که دانش آموخته رشته پزشکی است گمان می کند که مادرش شهید شده و به همین دلیل عازم جبهه جنگ شده و ...

راه 1390

داستان این فیلم درباره سفر عده‌ای از پزشکان به کربلا در ماه محرم است. زینب مشتاقانه قصد حضور در این کاروان را دارد که متوجه می‌شود باید نذر پدرش را ادا کند و ...

پوست شیر 1401

داستان سریال پوست شیر درباره مردی به نام نعیم است؛ مردی که 15 سال را در حبس گذرانده و بعد از آزادی به دنبال آن است تا بتواند در کنار دخترش ساحل زندگی کند. همسر نعیم طلاق گرفته و سالها است که با مردی دیگر زندگی مشترک دارد و ساحل نیز همان مرد را پدر خطاب می کند. اما بعد از آزادی نعیم رابطه اش با او شکل می گیرد؛ رابطه ای متزلزل که دیگران نمی خواهند چندان استوار باقی بماند….

مجبوریم 1397

مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.

بزرگمرد کوچک 1387

این سریال به زندگی دانش آموزی به نام علیرضا (محمد شادانی)می‌پردازد که بچه‌ای پر جنب و جوش، کنجکاو و مملو از سؤال و چرایی دربارهٔ زندگی پیرامون خویش و دنیای امروز و تاریخ است. او در مقطع راهنمایی به همراه دیگر دانش آموزان همسن خویش تشنه آموختن است ولی گاهی افراط او در تحقیق و کنجکاوی، مدیر و معلمان مدرسه را به دردسر می‌اندازد…

چپ راست 1398

داستان اقای راستی بوده که با رقیب چپی‌اش دشمنی دیرینه دارد و تصمیم می‌گیرد مثل قدیم برایش پاپوش درست کند و همسرش و رقیبش هم وارد داستان می‌شوند. این دو رقیب با ورود یک زن غریبه به زندگیشان دچار تحولی عظیم می‌گردند و متوجه میشن باید متحد شوند، وقتی حاج‌اقا باخبر میشه وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.