عشق تر (کوتاه) 1395
زوج جوانی در موقعیت بچه دار شدن قرار می گیرند. در این موقعیت کابوسهایی به سراغ زن می آید و این کابوسها ابتدا مبهم و ناشناخته است و با کنکاش و بررسی، ارتباط این کابوسها با از دست دادن پدر و مادر او در هواپیمای ایرباس که توسط آمریکا در خلیج فارس زده شد مشخص می شود...
"سامان" نویسنده جوانی است که کتاب داستانش چند سال قبل جایزه کتاب سال را کسب کرده، ولی حالا بعد از ازدواج با "مژگان" به توصیه پدر او فعالیتهای فرهنگی را رها میکند و به کار اقتصادی پردرآمدی مشغول میشود. او بعد از مدتی احساس میکند از زندگی اصلی خود عقب افتاده و برای همین تصمیم میگیرد برای بازگشت دوباره آرامش از دست رفتهاش، مدتی جدا از همسر خود زندگی کند. به همین دلیل، بعد از دو سال به خانه پدریاش برمیگردد و ... .

سید علی طباطبایی پیغام های تسلیت برای مرگ علی طباطبایی دوستان و همبازیان مرحوم طباطبایی در صفحات اینستاگرام خود درگذشت وی را تسلیت گفتند.داداش كوچولوى من.. على طباطبایى عزیزم… نمیتونم رفتنت رو از این دنیا باور كنم.. به اندازه تمام…
تیمور که به خاطر خرده دزدیهایش به زندان افتاده، پس از آزادی درمییابد که مادرش با فردی به نام مبارکی ازدواج کرده است. مبارکی، که فرد خسیسی است، تلاش میکند تا همه چیز را مجانی بهدستآورد، حتی شده با گدایی! تیمور و دوستانش نیز که از بیپولی و بیکاری رنج میبرند، نقشه سرقتی را طرحریزی میکنند اما …
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…
سریال ماجرای عشق چند دختر و پسر می باشد که باز هم خانواده هایی از طبقه متوسط بدنه داستان را شکل می دهد و در مورد معضل بیکاری و نسل جوان می باشد.نقش اصلی قصه درباره آرش با بازی محمدرضا غفاری نخبه دانشگاهی است که به دلیل بیماری مادرش دانشگاه را رها می کند و در ادامه داستان سریال شکل می گیرد.محمدرضا غفاری، الناز حبیبی، حسام محمودی و سوگل خلیق نقش چهار جوان اصلی این سریال را بازی می کنند که دو به دو دل بسته یکدیگرند.