برچسب محمدرضا عزت خانی

ناجورها 1404

فیلم در مورد دو فارغ‌ التحصیل بیکار رشته شیمی است که با فشار اقتصادی در خانه‌ ای به تولید مواد روی می آورند.

اجل معلق 1403

داوود، مردی میانسال و کارگر معمولی است که به‌تازگی اخراج شده و درگیر مشکلات مالی و خانوادگی شدیدی است. ناگهان موجودی ماورایی به نام «اجل معلق» (با بازی بهزاد خلج) وارد زندگی‌اش می‌شود و هشدار می‌دهد هر لحظه ممکن است مرگ سراغش بیاید—حتی هنگام رانندگی یا ایستادن پشت چراغ قرمز .

کفایت مذاکرات 1403

داستان این فیلم دربارهٔ مردی به نام نادر است که خیلی غیرمنتظره از استانبول به ایران برمیگردد و به خانه خواهرش می‌رود، اتفاقی که همه را درگیر سلسله‌ای بلند از حوادث می‌کند.

مفت بر 1402

این فیلم داستان یک دزدی کلان را روایت می‌کند که در آن، به مسئله اجتماعی اختلاس و پول‌شویی می‌پردازد. هومن که مدیر شرکت چای دبش است، با لو رفتن فسادهای مالی، جایش را با کامران عوض می‌کند تا فرصت بیشتری برای فرار از کشور داشته باشد، غافل از اینکه این تغییر نقش، نمادین بوده و زندگی شخصی‌اش را نیز دچار اختلال می‌کند.

شهر هرت 1401

این فیلم داستان یک خواهر و برادر به نام‌های «پرویز» و «پرستو» را روایت می‌کند که خرج خود را از راه سرکیسه کردن خانواده‌های پولدار درمی‌آورند. پرویز با کرایه کردن یک ماشین نعش‌کش به خانه مرده‌های پولدار می‌رود و با دادن آدرس آن‌ها به خواهرش پرستو شرایط کلاهبرداری را مهیا می‌کند. پرستو به‌عنوان همسر دوم متوفی و با یک صیغه‌نامه جعلی وارد مراسم می‌شود و با معرفی کردن خود به عنوان همسر مبلغی حق‌السکوت دریافت می‌کند.

پرستو که ۴۴ ساله است و نامزدش در زندان به سر می‌برد تلاش می‌کند او را آزاد کند. اما در یکی از کلاهبرداری‌های مشترک‌شان با پرویز اسیر باند خطرناک و مافیاییِ «سالار» می‌شوند که به تازگی مقدار زیادی دلار اختلاس کرده و با جا زدن خود به عنوان مرده قصد فرار از ایران را دارد. پرستو متوجه این اقدام سالار می‌شود و تلاش می‌کند از این اطلاعات جدید برای تَلَکه کردن بیشتر او استفاده کند. غافل از این‌که سرنوشت شرایط دیگری را برای او و پرویز رقم زده

تگزاس 3 1402

پس از ماجرای مجسّمه‌های حاوی کوکائین در قسمت قبلی شروع می‌شود. جایی که ساسان (سام درخشانی) و بهرام (پژمان جمشیدی) می‌بایست باقی مجسّمه‌ها را پیدا کنند تا مشکل امنیتی و گروگانگیری برطرف شود اما…

اتومبیل 1399

در روز عروسی داماد، برادرش پس از آماده سازی ماشین عروس در حال آمدن نزد اوست که یک دختر جوان را سوار می کند اما پلیس ماشین را متوقف کرده و مشخص می شود داخل ماشین مواد مخدر وجود دارد و...

قدغن 1400

مرتضی از زندان آزاد میشود و متوجه میشود که دختری که موردعلاقه اش بوده با رفیقش افشین ازدواج کرده است. عمو یحیی که رفیق پدرش بوده در کارش ورشکست شده و افشین که وضع مالی خوبی داشته و مرد شیادی میباشد به قصد چشم داشت به غزل که دختر یحیی میباشد به یحیی کمک مالی میکند.