اهل ایران 1404
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
سریال بدل زندگی خانوادهای که از قدیم، نسلبهنسل به شغل عطاری مشغول هستند را نشان میدهد. این خانواده با تغییر و تحول در شیوه زندگی مردم در دنیای امروز با چالشهایی روبهرو شدهاند.
سریال محرمانه روایتی است از پیشرفتهای علمی دانشمندان کشورمان در حوزه پزشکی و ساخت واکسن کرونا که واکنش مغرضانه دشمن را در بردارد تا با ایجاد اختلال، مانع از دستیابی ایران به این موفقیت بزرگ شوند…
پیمان بعد از یک سوءتفاهم خانوادگی با کامران درگیر میشود. گمانها به این سمت میرود که پیمان کامران را کشته، ماجرایی که شاید به قیمت زندگی پیمان تمام شود…
«نٓیِّر» دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران است که مشغول دورهگردی و دست فروشی است. او به جرم سد معبر با پاسبانی درگیر شده و پا به فرار میگذارد و به قهوهخانهای پناه میبرد که پاتوق عدهای از لاتهای شهر است، صاحب قهوهخانه شخصی است به نام قنبر دیزلی (ملقب به «دندون طلا») به نیر پناه میدهد و دندون طلا از شجاعت و پاکدامنی و زحمت کشی نیر خوشش میآید و نیر نیز از جوانمردی و حق طلبی قنبر. این آشنایی منجر به عشقی آتشین شده که فرجامش بارداری نٓیِّر است. قهوهچی بعد از آنی که عشقش فروکش کردهاست پشیمان شده و منکر بچه میشود و …
سریال «آقازاده» در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش میکند تا دست نیما را رو کند.
ژاله کبیری همسر جدید کامران کامروا که ۳ سال است با او ازدواج کرده برای او جشن تولد گرفته و همهٔ آشنایان و دوستان را دعوت کرده تا ثروت خود را برای دیگران به نمایش بگذارد. کامران کامروا هم مؤسسهٔ خیریهٔ جدیدی برای کودکان کار راهاندازی کرده و مانند گذشته به پولشویی مشغول است و مهیار مهرافزون را به استخدام خود درآوردهاست. مهمانی باشکوهی برپاست و ما با دوستان و خانوادهٔ جدید کامروا آشنا میشویم.