برچسب محمدرضا شریفی نیا

سلام علیکم حاج آقا 1397

طلبه جوانی به محض اینکه عمامه بر سر می گذارد، متوجه می شود بینایی اش را از دست می دهد. بنابراین تصمیم می گیرد برخلاف رسوم طلبگی به زندگی خود سروسامانی بدهد.

باجناق ها 1383

جلال سر بلوک‌ زاده و هوشنگ شادمان دو باجناقی هستند،که سال‌ های سال در همسایگی هم زندگی خوشی داشتند تا روزی که جلال سر بلوک‌ زاده بازنشسته می‌شود. این بازنشستگی باعث می شود هوشنگ هم بازنشسته شود. پس از بازنشستگی آنها،پسرهایشان از سرناچاری با هم شریک می شوند.از طرف دیگر همسران اینها در وضعیتی مشابه مادر شوهرهایشان قرار می گیرند و وادار به رقابتی مخرب می شوند،اما با دخالت پدرزن باجناق ها که سالها پیش مرده، این اتفاقات ختم به خیر می شود.

ملکوت 1389

فردی به نام حاج فتاح سلطانی (محمدرضا شریفی‌نیا) پس از تصادف دچار مرگ مغزی می‌شود و به جهان ملکوت می‌رود در آن زمان فرشته‌ای (کوروش تهامی) به سراغ او می‌آید تا به گناهان او رسیدگی کند و از طرفی دیگر داماد حاج فتاح (رضا رویگری) برای رسیدن به ثروت حاج فتاح تلاش می‌کند اما در واقع، او در این مسیر، ناکام می ماند.

مسافر ری 1379

قرن سوم هجری، مقارن با خلافت عباسی (دهمین خلیفه) و امامت دهمین پیشوای شیعیان علی النقی است…

عبد العظیم حسنی برای فرار از ماموران خلیفه عباسی راهی شهر ری میشود و در این راه اتفاقات گوناگونی برای او می افتد و با اقوام مختلف ایرانی برخورد میکند!

پیامک از دیار باقی 1387

داستان این سریال دربارهٔ مرد کلاهبردار و خسیسی به نام منصور سیم خواه است که برای فرار از دست طلبکاران، ضمن ایجاد یک دعوای ساختگی، خود را به مردن می‌زند. همه که فکر می‌کنند او مرده‌است او را به خاک می‌سپارند و این آغاز ماجراهایی برای منصور و اطرافیانش است…

ما فرشته نیستیم 1393

«در روزهای قبل از عید زندانیان برای گرفتن مرخصی تلاش زیادی می‌کنند و به برخی از آنها مرخصی داده می‌شود اما در این بین ۴ نفر از آنها که بیشترین استحقاق برای دریافت مرخصی داشتند با مرخصی شان موافقت نمی‌شود و بدین‌ترتیب اتفاقات تازه ای آغاز می‌شود …

گیج گاه 1399

فیلم گیج‌گاه درباره یک معلم ادبیات و ورزش است که کلاس کاراته دارد و چشمش مادر مطلقه‌ یکی از شاگردانش را گرفته. اما کلی اتفاق عجیب و غریب دیگر می‌افتد و حتی پای جمشید هاشم‌پور ستاره فیلم‌های اکشن ایرانی آن سال‌ها هم به قصه باز می‌شود و قضایا طوری به هم می‌پیچد که انتظارش را ندارید.