برچسب محمدرضا زندی

شکوفه ای در زمستان 1393

موسی با زنی باردار تصادف می‌کند و موجب سقط بچه او می‌شود و به‌علت عدم توانایی برای پرداخت دیه به زندان می‌افتد. فرشته، همسر موسی برای آزادی شوهرش، شب و روز تلاش می‌کند. او صبح‌ها با وانت شوهرش به میدان تره‌بار می‌رود و با فروش میوه درآمدی به‌دست می‌آورد. فرشته ظهر به محل کار خود می‌رود و تا شب مشغول کار است ولی نمی‌تواند پول زیادی برای آزادی شوهرش جمع کند. او به‌سراغ خانواده‌ای که با آنها تصادف کرده می‌رود ولی آنها حاضر به رضایت نمی‌شوند....

آوان 1390

آوان و سعید، دو پسر نوجوان هستند که با یکدیگر صمیمی‌اند. وقتی سعید به دنبال پدرش به جبهه می‌رود آوان هم مشتاق شده تا به جبهه برود.
آوان نزد پدر ناشنوایش «سیروان» در منطقه‌ای دورافتاده در اطراف کرمانشاه زندگی می‌کند. وقتی جهادگران سازندگی به منطقۀ آن‌ها می‌آیند آوان با پسر نوجوانی به نام سعید آشنا می‌شود. به درخواست برادر سعید که یکی از جهادگران است، آن دو به شهر رفته و در این سفر با یکدیگر دوستان صمیمی می‌شوند. به همین خاطر وقتی سعید به همراه پدرش به جبهه می‌رود آوان هم باوجود نارضایتی‌ِ پدرش، راهی جبهه می‌شود...

زانیار 1390

این فیلم داستان زندگی اهالی روستایی را به تصویر می‌کشد که تنها به منافع خودشان می‌اندیشند، پس از چندی مهندس کشاورزی به نام کامران با هدف پیاده کردن طرح یکپارچه سازی اراضی وارد روستای آنان می‌شود و ...

خانه خوشبخت 1390

بهروز خوشبخت مهندس ناظر شهرداري است که مانع ساخت و ساز غير قانوني مي شود به همين دليل عده اي از پيمانکاران که با نظر مهندس جلوي ساخت و سازغير اصولي آنان گرفته شده است اقدام به ربودن وي مي کنند از طرف ديگر پدر مهندس خوشبخت مصمم به تخريب خانه سنتي خود و نوسازي آن است که با مخالفت پسرش روبرو مي شودو...

قصه های تا به تا 1373

شخصیت محوری سریال عروسکی است به نام «زی‌زی گولو آسی پاسی دراکوتا تابه‌تا» که از یک سیاره ناشناخته به زمین آمده و مهمترین توانایی او این است که با خواندن وِرد «زی‌زی گولو آسی پاسی دراکوتا تابه‌تا»، کارهای خارق‌العاده انجام می‌دهد و علاقه زیادی به حضور در کنار نوشیدنی ها به عنوان گارنیش دارد.

لکه های تاریک 1392

مجموعه لکه هاي تاريک با موضوع نگرشي به فعاليت و القاي شبهات مذهبي نوسط وهابيت در درون جامعه شيعه به عنوان مثال شبهه در زيارت، شبهه در مراسمات مذهبي شيعه و غيره کليد مي خورد و با داستان مهاجرت يک مستبصر (شيعه شده) به شهر قم و آمدن يک وهابي جهت بازگرداندن آن شخص که در زماني از علماي وهابيت بوده و ماجراي تهديد و ارعاب توسط مامور وهابي پيگيري مي شود.

در اين داستان يک روحاني شيعه که در همسايگي آن مستبصر بوده و بحث هاي او با مامور وهابي دنبال مي شود.