برچسب محمدرضا رهبری

چک 1390

چند روز مانده به نوروز. خانم مسافركشي به نام گوهر پيرمردي خوش برخورد و مهربان به نام بهرامي را كه كيفي سياه همراهش است سوار مي كند. در ادامه، آدم هاي ديگري هم سوار تاكسي مي شوند: مردي ميانسال به نام جوادي كه براي شب عيد خريد كرده، مرد ميانسال ديگري با ظاهر شيك به نام داريوش و جواني دانشجو به نام ميثم بحث هاي داغي درباره مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي بين آنها شروع مي شود كه ناگهان دو موتورسوار ناشناس شيشه عقب ماشين در حال حركت را مي شكنند و به زور كيف بهرامي را از چنگش درمي آورند. اما چهار نفر ديگر موفق مي شوند جلوي آنها را بگيرند و كيف بهرامي را به او برگردانند. بهرامي كه از پس گرفتن كيفش خيلي خوشحال است و مي خواهد از هر چهار نفر تشكر كند، چكي چهل ميليوني مي كشد تا آنها پس از نقد كردن بين خودشان تقسيم كنند. دسته چك بهرامي تمام شده و نمي تواند براي هر كدام جداگانه چك بكشد. اين جمع ناجور چهار نفره كه تازه با هم آشنا شده اند و هيچ شناختي از هم ندارند، نمي توانند به هم اعتماد كنند و به خانه هاي‌شان بروند تا صبح فردا به بانك بروند و چك را نقد كنند. چك پيش جوادي مي ماند و تصميم مي گيرند هر چهار نفر به مسافرخانه اي بروند و در كنار هم شب را به صبح برسانند. اما...

ادای احترام به استاد بهمن رافعی یک ضرورت است

انزوای خودخواسته، خودسازی شاعرانه، اولویت‌دادن به نفس زندگی و دوری از هیاهوی مرکز از بهمن رافعی چهره‌ای خاص ساخته است. او در نگاه من نماد سرنوشت ادبیات یکصد سال گذشته اصفهان است. نبود جریان مستمر ادبی و نهاد های ادبی رسمی و تأثیرپذیری ادبیات از رویدادهای سیاسی، همین طور بر دوش ادبیات وظیفه‌های غیر ادبی گذاشتن، فعالیت‌های ادبی را در این شهر به همت افراد وابسته کرد نه نهادها.

بهت 1396

آتنا و همسرش، که هردو فرهنگی و از قشر مرفه جامعه هستند، بچه‌دار نمی‌شوند. پس آتنا، به سراغ کارمندش لیلا می‌رود. لیلا که به خاطر مشکلات مالی همسرش زندگی سختی را می‌گذارند، قبول می‌کند فرزند آتنا و همسرش را به مدت نه ماه در رحم خود نگه دارد.

ایکس لارج 1397

«ايکس لارج» داستان سه جوان امروزي را روايت ميکند که بعد از رهايي از زندان و در مسير تحقق روياهايشان، با اتفاقاتي غيرمنتظره روبرو ميشوند.

گسترش معنایی مقاومت در رمان عربی

نه در مقام منتقد یا نویسنده، بلکه در مقام علاقه‌مند ادبیات داستانی با عنوان بسیار تکرارشونده ادبیات مقاومت یا پایداری که درخصوص تفاوت یا تشابه آن بسیار می‌شود گفت، با پرسش‌هایی مواجه بودم: آیا این عبارت تغییر معنا داده؟ مصادیق آن کدام‌اند؟ و در نزد اهل ادبیات دیگر کشورها چه معنایی دارد؟ واکنش اهل ادبیات به مسئله‌ای که دیگر اکنون برای ما بسیار به گوش آشناست یعنی فلسطین، از آغاز اشغال تاکنون چه روندی طی کرده است؟ وقایع تاریخی خاورمیانه و کشورهای عربی در رمان این کشورها چه انعکاس و تأثیری داشته است؟ این جستار کوتاه تلاش می‌کند این موضوع‌ها را وارسی کند و اگر توانست، پاسخی بیابد. به همین دلیل دایره بحث محدود به رمان معاصر عرب با تکیه بر رمان با موضوع فلسطین است.

یک مرثیه نیم‌سروده

بهانه این یادداشت درگذشت تلخ بهروز بدخشان، فعال ادبیات داستانی سه دهه اخیر اصفهان است. مرگ او ناگهانی و ناباورانه بود. اما هدف این یادداشت صرفا پرداختن به چگونگی مرگ او نیست؛ چراکه پیش از این، چنین مرگ‌های ناباورانه‌ای در فضای ادبی اصفهان بازهم داشته‌ایم؛ روزبه فقیرزاده، رضا رحیمی و عبدالله شاه‌سیاه از این جمله‌اند. همه امیدمان این است که آخرین باشد. یقین مرگ از هرچیز دیگر به ما نزدیک‌تر است و ما «شکاریم یک سر پیش او» و اعتراضی به آن نیست. این یادداشت نیز اختصاص به یک فرد ندارد.

از پشت پنجره‌ی بسته و پرده‌ی کشیده به کجا می‌شود نگریست؟

آدم‌هایی پشت پنجره‌اند و به جایی نگاه می‌کنند. اصلا نگاه نمی‌کنند. از پشت پنجره‌ی بسته و پرده‌ی کشیده کجا را می‌شود دید؟ آن هم پنجره‌ی بسته‌ای که فقط یک لحظه یکی از پره‌های پرده را دستی کنار می‌زند و به بیرون نگاه می‌کند. به بیرون نگاه می‌کنند یا به درون خود نگاه می‌کنند این‌ها؟ کاوه این سوی پنجره‌ی بسته غرق رویاست. سیاوش و لیلا پشت پنجره بسته چقدر اجازه می‌دهند ما آنها را بشناسیم یا آنها بیرون از خود را بشناسند تا واقعیت پیرامونی را ببینند ؟ تصویر پنجره‌ها و آدم‌های پشت پنجره  با همه‌ی شباهتشان به پنجره‌ها، خبر جدایی از یکدیگر را می‌دهد.

نمایش گالیله، پیشنهادی برای تئاتر اصفهان

نمایش گالیله یک نمایش تاریخی نیست چرا که گالیله شخصیتی  فقط برای یک دوره تاریخی نیست. او گالیله همه دوران هاست…
اجرای محمد بزرگ زاد از گالیله اجرای نمایشنامه شناخته شده برشت نیست برای همین با هوشیاری نمایش گالیله نامیده شده نه زندگی نامه گالیله. در این یادداشت دو هدف یا دو پرسش را پی می گیرم یک اینکه اجرای بزرگ زاد چه نسبتی با نمایشنامه معروف برشت دارد ؟ دوم اینکه این اجرا در جغرافیای فرهنگی اصفهان چه اهمیتی دارد؟