برچسب محمدرضا خسروی

سالهای برف و بنفشه 1385

این سریال داستان مهندس علی فلاح را روایت می‌کند که پس از سال‌ها زندگی در اروپا و تحصیل در رشته کشاورزی به تازگی به ایران بازگشته و علی‌رغم میل خانواده اش، برای احیا و آبادانی زمین پدرش راهی پیشوای ورامین می‌شود. او برای ایجاد یک کشاورزی مدرن برای باغ‌های پدرش اقدام می‌کند اما سیستم ارباب و رعیتی مانع پیشرفت کارهای علی می‌شود. علی از این اوضاع ناراحت است و درصدد حل این مشکلات است که با گروه انقلابیون آشنا می‌شود. وی در روستا با دفاع از مستخدم یکی از املاک و درگیر شدن با آدم‌های تیمسار امیرشاهی بین اهالی محبوبیت پیدا می‌کند و در قیام ۱۵ خرداد شرکت می‌کند. در این هنگام افسران رژیم شاهنشاهی فرمان تیر می‌دهند این در حالی است که علی هدف گلوله یکی از این سربازان است و …

املاکی ها (در شیراز اتفاق افتاد) 1395

در فیلم املاکی‎ها دو خانواده معمولی که پدرانشان به کار ساخت و ساز مشغول هستند بعد از سالها اختلاف شدید روبروی یکدیگر قرار میگیرند تنها به این خاطر که دختر و پسر این خانواده ها قصد ازدواج با یکدیگر را دارند و برای رسیدن به یکدیگر موانع بسیاری را بایستی حل و فصل کنند...

ناخونک 1398

مجموعه ناخونک سریالی با نگاهی طنز و با استفاده از آیتمهای نمایشی کوتاه چند دقیقه‌ای و شوخی با برنامه‌‌های پرمخاطب تلویزیون مانند “عصرجدید” تلاش دارد تا ضمن فرهنگ سازی و نقد عادتهای ناپسند شهروندی و اجتماعی فضائی شاد و مفرح را برای بیننده القاء نماید.

خنده بازار 1390

این مجموعه به تقلید طنزآمیز برنامه‌های سازمان صدا و سیما و طعنه به شخصیت‌های مختلف مانند باب راس (لذت نقاشی/ "داد ماست" در "ذلت نقاشی") می‌پرداخت.

عمارت فرنگی 1388

خط اصلی داستان سریال عمارت فرنگی، اتفاقات دوران سلطنت رضاشاه را از سال ۱۲۹۶ تا ۱۳۲۰ روایت می‌کند. داستان سریال عمارت فرنگی با امضای قرارداد ۱۹۱۹ آغاز می‌شود که وثوق‌الدوله آن را به سرانجام می‌رساند، اما سید حسن مدرس به شدت با آن مخالفت می‌کند و این مخالفت باعث به وجود آمدن موجی از اعتراض‌هایی می‌شود، اعتراضاتی که وثوق‌الدوله را وادار به لغو قرارداد می‌کند.

طعم شیرین خیال 1393

فيلم با موضوع محيط زيست که درباره يک دختر دانشجو است که استاد او که علاقه شديدي به محيط زيست دارد و به او ابراز علاقه مي‌کند و در اين بين خانواده دختر براساس يک اشتباه و سوءتفاهم در تحقيقات ابتدايي شخص ديگري را با استاد اشتباه مي‌گيرند و به او بدبين مي‌شوند و در مقابل اين وصلت مقاومت به خرج مي‌دهند تا اينکه در پايان مشخص مي‌شود که در دانشگاه براي استاد پاپوش دوخته اند.