روز بلوا 1398
عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است. او ناگهان توسط پلیس با اتهامهایی جدی مواجه میشود که خود و خانواده اش را در موقعیت پیچیدهای قرار میدهد.
عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است. او ناگهان توسط پلیس با اتهامهایی جدی مواجه میشود که خود و خانواده اش را در موقعیت پیچیدهای قرار میدهد.
فرخ سنایی کارمند اداره گذرنامه است. با آمدن تولد دخترش دایی غلامرضا برای دختر فرخ کادویی جالب در نظر گرفته است. و هنگام آوردن آن کادو ماجرا های جالبی برای فرخ می افتد.
مالکی از مدیران شرکتی موفق است که توسط نعمت ریزآبادی اداره میشود. ریزآبادی، مالکی را مأمور میکند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژیها وارد مذاکره شود. نروژیها بعد از عقد قرارداد میخواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت واریز کنند ولی مالکی به جای اینکه مبلغ قرارداد را به حساب شرکت واریز کند به حساب شخصی خودش واریز میکند و از نعمت ریز آبادی کلاهبرداری میکند.
سه زن در شهر کوچکی در فرانسه، هرکدام در مواجهه با جامعه و خانواده خود دست به انتخابهایی میزنند که زندگی آنها را تحتالشعاع قرار میدهد.
این فیلم در باره شهرزاد است که مدتی است می خواهد تصمیم مهمی بگیرد، در این زمان او می خواهد انتخاب کردن در شهری مثل تهران را تجربه کند...
پوپک (مهناز افشار) بهتازگی از خارج برگشته است. خالهاش احترامالسادات (با بازی مریم امیرجلالی)، که به خاطر بیماری در بیمارستان بستری میشود، وی را به مباشرش، مش ماشاالله (فرهاد آئیش) که فردی خشک است میسپارد….[۲]
حوريه كه سالهاست از اسارت پدرش، اميرحسين، به دست عراقي ها مي گذرد، نسبت به خروج هاي بي موقع مادرش، مريم، از منزل مشكوك است و اين شك با تلفن هاي ناشناسي كه به او مي شود و در آنها از تصميم مريم براي ارتباط با يك مرد ديگر صحبت مي شود افزايش مي يابد. اما طولي نمي كشد حوريه متوجه مي شود مادرش در اين مدت به عيادت اميرحسين كه به تازگي آزاد شده و در بيمارستان به سر مي برد مي رفته است. اميرحسين كه مبتلا به موجگرفتگي است به خانه بازمي گردد ولي ازدحام هاي پيراموني و آلودگي هاي صوتي حالش را متشنج مي كند، ضمن آن كه تلفن هاي ناشناس اين بار به او هم مي شود و سلامتش را به مخاطره مي اندازد. با پيشنهاد حوريه، همه تصميم مي گيرند مدتي از تهران دور باشند و به شمال بروند. در سفر عده اي از همرزمان سابق اميرحسين نيز به او ملحق مي شوند. مزاحمت هاي تلفني همچنان ادامه دارد و در يكي از آنها، به حوريه اعلام مي شود كه فيلم حاوي ارتباط غيراخلاقي مادرش با يك غريبه را از يك زن داخل رستوراني در شهر بگيرد. حوريه نزد زن جوان كه معتاد است مي رود و با او درگير مي شود و طي درگيري، شخصي ناشناس به زن معتاد چاقو مي زند و او را مي كشد و قتل به گردن حوريه مي افتد و حكم اعدامش صادر مي شود. اميرحسين از طريق همرزمانش متوجه مي شود همه اين ماجراها نقشه اي بود از طرف پدر يكي از بسيجي هايي كه تحت تأثير او به جبهه آمده و شهيد شده و حالا پدر او درصدد انتقام جويي از اميرحسين است و با اين نقشه انتقام خود را گرفته و اكنون نيز به خارج گريخته است. اميرحسين كه از تعقيب اين فرد توطئهگر نااميد شده، نزد سنجري، پدر دختر مقتول، مي رود و از او مي خواهد از قصاص حوريه صرف نظر كند، اما سنجري كه يك معتاد الكلي از خدا بريده است، پس از رفت و آمدهاي مكرر اميرحسين، سرانجام به اين شرط كه او بتواند شفاي پسر بيمارش را از امام حسين (ع) بگيرد، حاضر به گذشت مي شود. اميرحسين يك شبانه روز دعا مي كند و سرانجام معجزه رخ مي دهد و پسر حالش خوب مي شود.
پرستو دختر جوانی از خانوادهای متوسط است. علی برادر پرستو سالیانی است دور از خانه به سر میبرد و انتظار برای بازگشت وی و دوستی به نام پریسا که سنخیت چندانی با علی ندارد و بیتا زنی که چند سالی از پرستو بزرگتر است… در غیاب برادر به دلیل نبود انسجام خانوادگی، افراد محل در مورد رفتار پرستو دچار سوءتفاهم شدهاند و وی بدنام شده است. امید دوست علی که عاشق پرستو است، به علی میگوید در مورد خواهر اشتباه می کند و پرستو بی گناه است اما …