برچسب محمدرضا بیدگل

وحشی 2 1404

داستان سریال وحشی ۲ از زندان و زندگی «داوود اشرف» پس از آزادی‌اش شروع می‌شود؛ جایی که او با واقعیت‌های تلخ‌تری روبرو شده، درگیر سرقت‌های مسلحانه می‌شود و در نبردی سخت برای بازگشت به زندگی عادی و فرار از تقدیر تاریکش، با شخصیت‌های جدید و چالش‌های عمیق‌تری دست و پنجه نرم می‌کند. این فصل به عمق شخصیت داوود و تلاش‌هایش برای دوام آوردن در دنیای بیرون و درگیری با تقدیر می‌پردازد.

وحشی 1403

سریال «وحشی» داستان فردی به نام داوود اشرف را روایت می‌کند که به‌طور اتفاقی مرتکب قتل می‌شود و به زندان می‌افتد. این اتفاق، زندگی و شخصیت او را دگرگون می‌کند و مسیر زندگی‌اش را به‌سوی تاریکی و خشونت می‌کشاند. در ادامه، داوود به یک قاتل زنجیره‌ای تبدیل می‌شود؛

مغزهای کوچک زنگ زده 1396

در منطقه ای نزدیک البرز و زندان قزل حصار، یک آبادی وجود دارد که مختص فقیران و آشغال جمع کن‌ها و افراد به شدت گیر افتاده در تمکن مالی است. شکور، شاهین، شهره و شهروز به همراه پدر و مادرشان، در این آبادی زندگی می‌کنند. خشونت‌های جامعه و مسائل جمعی مواد مخدر به طوری این خانواده را تحت‌الشعاع قرار داده‌است که این خانواده از هم می‌پاشد. همچنین جنایت‌ها و جرم‌هایی در دنیای این افراد رخ می‌دهد …

شاه کش 1396

زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...

لتیان 1397

مهمان‌هایی ناخوانده به یک سفر تفریحی دعوت شده‌اند، حال آنکه نباید آنجا باشند، در نتیجه قرار است دردسرهایی ایجاد شود.طه (امیر جدیدی) و سلما (پریناز ایزدیار) قرار است با یکدیگر ازدواج کنند اما در یک سفر دوستانه، یاسی (سارا بهرامی)، پای مانی شوهر سابقِ سلما را به این سفر باز می‌کند تا مانی فرصتی برای بازگرداندنِ سلما پیدا کند.

سرخ پوست 1397

قرار است زندانيان يک زندان قديمي را به پايگاهي ديگر انتقال دهند تا زندان قديمي تبديل به فرودگاه شود. سرگرد نعمت جاهد رئيس زندان در همين روز ترفيع ميگيرد اما متوجه مي شود که يکي از زندانيان گم شده است. سرگرد با ايمان به اينکه زنداني، احمد سرخپوست در همان زندان پنهان شده است به جستجوي او ميپردازد...

گرگ بازی 1396

چند دوست قدیمی یک شب در خانهٔ ای که سال ها کسی در آن زندگی نکرده و به صورت موروثی به یکی از دوستانشان به نام پرستو ارث رسیده جمع می‌شوند.

آنها از یک دکتر ثروتمند و همسرش دعوت کرده اند به آن خانه بیایند چون دکتر خود را سرمایه گذاری معرفی کرده که میخواهد بر روی یک بازی دور همی که آنها ادعا میکنند خودشان اختراع کرده اند سرمایه گذاری کند.

بازی در واقع همان بازی معروف مافیا است که در فیلم آن را گرگ بازی اطلاق میکنند.

در ادامه داستان با ماجراهای عجیب و نسبتا ترسناک پیش میرود و با یک نتیجه اقتباسی و تقریبا نا معلوم به پایان میرسد.