برچسب محمدحجت ذیجودی

تلاقی 1391

داستان «تلاقی» درباره خانواده‌ای است که کاروانسرایی قدیمی به آنها به ارث رسیده و این خانواده کاروانسرا را به رستوران و مهمانسرا تبدیل می‌کند. ماجراهایی که در این مهمانسرا اتفاق می‌افتد و مسائلی که برای این خانواده روی می دهد...

ماه و پلنگ 1395

مردی در شب عروسی‌اش در یک حادثه تصادف فوت می‌شود. پس از آن داستان شکل می‌گیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک می‌خواهد.

عمودی ها 1396

سریال درباره کسانی است که در مجتمع های مسکونی زندگی می کنند و دردسرها و مشکلاتی از قبیل همسایه داری، مدیریت آپارتمان و پرداخت شارژ دارند.

قاب خاطره 1393

داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، می‌گذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس می‌روند. این زائران در یک عکاسخانه عکس می‌گیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه می‌کنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش می‌آید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل می‌شود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره می‌شود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره می‌شود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا می‌آیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشن‌ها رخ می‌دهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]

تصادف ممنوع 1390

این فیلم داستان رامین ، تارا و غلام را روایت می کند که به خاطر تخلفات رانندگی به دادگاه احضار شده اند و گواهینامه شان باطل می شود . آنها مجبور می شوند تا در کلاسهای مختلف آموزشی شرکت کنند . این کلاسها زمینه ساز آشنائی این افراد با هم واتفاقات بعدی می شود .

بوم و بانو 1399

قصه این سریال در دوره پهلوی اول روایت می‌شود و بزنگاهی از تلاقی عشق، سیاست و مذهب است. در ایامی که عشق رهروان محرم به مسلخ برده می شود و شورشان به یغما می رود، عشقی بی آلایش سر بر می‌آورد که در دل طوفان بلایای زمانه به ابتلا کشیده می‌شود و در سایه تزویر و فریب بد خواهان تا مرز نابودی می رود اما در واپسین لحظات چون ققنوسی از میان خاکستر برمی خیزد.

عصر روز دهم 1387

دكتر مريم شيرازي با گروهي از پزشكان هلال احمر براي كمك به مردم عراق عازم اين كشور مي شود و تصميم به جستجو براي يافتن خواهر گمشده اش مي گيرد.