حسابی در شهربانی کازرون از مأمورها کتک خوردیم!
مادربزرگ برای من همان قهرمان دوران کودکیام بود؛ قهرمانی که در چند ماهگی فقط با یک بوی خوش آغوش معنی پیدا میکرد؛ بویی که مثل هر آدمی فقط مال خودش است. بوی پوست تن و لباسها یا عرق بدن و عطرهایی که درمیآمیزند و میشوند شمیم خوش آغوش مادربزرگ....
