برچسب محمدتقی بیرجندی

تاتوره 1363

«گرگو» آمریکایی مستی به نام رپ را از دریا نجات می دهد و او را به خانه می برد. در غیبت گرگو، رپ در صدد تجاوز به همسرش، مروارید، برمی آید. گرگو سر می رسد و آمریکایی را به باد کتک می گیرد. نقشه گرگو برای ساختن قهوه خانه با شکست روبه رو می شود و در یک شرکت راه سازی، که رپ از مهندسان آن است، شروع به کار می کند. مهندس صادقی، که در همان شرکت کار می کند و مخالف کارفرما است، کارگران را از ستمی که متحمل می شوند آگاه می سازد، اما خود به دست عوامل کارفرما کشته می شود. پس از ماجراهایی کارگران، که قرار است در مراسم استقبال از مقام های مملکتی شرکت کنند، سر به شورش برمی دارند. گرگو و یکی از دوستانش، که به عنوان مسبب شورش شناخته شده اند، می گریزند و چندی بعد اهالی جسد آن دو را بر شن های ساحل می یابند.

مشت 1363

احمد خيرآبادي، پس از زخمي شدن در جبهه جنگ براي مداوا و استراحت به تهران برمي گردد. پدر احمد فوت كرده و مادرش به كمك او نياز دارد. ربابه، نامزد احمد و بسياري از دوستانش از احمد مي خواهند كه در تهران بماند. احمد در كارخانه اي مشغول به كار مي شود و در مي يابد كه صاحب كارخانه، انصاري از راه تقلب و احتكار به مال اندوزي مشغول است. او در جمع كارگران انصاري را افشا مي كند. انصاري با او درگير مي شود. احمد در جستجوي خود موفق مي شود انبار كالاهاي احتكار شده را كشف و شركاي انصاري را شناسايي كند انصاري و شركايش تصميم به قتل احمد مي گيرند؛ اما نيروهاي انتظامي سر مي رسند و انصاري و همكارانش را دستگير مي كنند.