گمشدگان 1396
این مجموعه دربارهٔ دختری جوان به نام ترنج است که در رشته عکاسی تحصیل میکند و به این حرفه مشغول است. او برای تغییر شرایط زندگی وارد مسیری میشود که اتفاقات پیشبینینشده زیادی را به همراه دارد.
این مجموعه دربارهٔ دختری جوان به نام ترنج است که در رشته عکاسی تحصیل میکند و به این حرفه مشغول است. او برای تغییر شرایط زندگی وارد مسیری میشود که اتفاقات پیشبینینشده زیادی را به همراه دارد.
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو میکند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمانی که اسیر میشود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا میکند و به همراه او فرار میکند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید میشود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج میکند.
صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحافزاده را روایت میکند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانهاش خودش و نوهاش، دینا وارد ماجراهایی میشوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شدهاست.
سریال به معضلاتی از جمله شکار غیرمجاز، آتشسوزی، قاچاق خاک، آب و سایر مخاطرات زیست محیطی پرداخته است.
علي کودک کاري است که در يک اوراقي لاستيک کار ميکند و مادرش هم به خاطر مشکلات رواني در بيمارستان بستري شده است. او که وضع مالي چندان خوبي ندارد توسط يکي از هممحليهاي خود از وجود يک گنج در زيرزمين مدرسه آگاه ميشود و تصميم ميگيرد با دوستان خود در يک ماجراجويي تازه به سراغ اين گنج برود.
داستان فیلم بی حسی موضعی از شب تا صبح اتفاق می افتد. «جلال »، دانشجوی انصرافی رشته فلسفه، متوجه می شود خواهرش که به اختلال روانی دوقطبی مبتلاست، با مردی ثروتمند به نام «شاهرخ» ازدواج کرده که به شرط بندی بازی فوتبال اعتیاد دارد. جلال با عصبانیت از خانه بیرون می زند تا به خانه دوستش، «بهمن» که یک آهنگ ساز زیرزمینی است، برود. در مسیر جلال با یک راننده تاکسی به نام «ناصر» آشنا می شود و این دو شب عجیبی را در کنار هم سپری می کنند.
مجید (فرهاد اصلانی) یک مرد میانسال از خانوادهای متوسط است که اهل شهرستان بوده و در کل سنتی رفتار میکند. وی اعتیاد دارد و علاوه بر آن، به همسرش پونه (هانیه توسلی) شک دارد. پونه، برخلاف مجید، از خانوادهای سنتی نیست و تقابل این دو فرهنگ مختلف تمام چیزی است که در بهخاطر پونه شاهدش هستیم.
آسمان محبوب داستان زندگی دکتر جوانی به نام شایان است که در اوج موفقیت کاری و اجتماعیاش درمییابد مبتلا به تومور مغزی شدهاست. او تصمیم به خودکشی میگیرد اما در آخرین لحظه اتفاقی رخ میدهد که باعث میشود سر از روستایی دورافتاده درآورد و وقایع غیرمترقبهای برایش رقم بخورد. حضور وی در روستا او را با داستان ها و افرادی در میآمیزد که علاوه بر ایجاد حیرت، شادی و آرامش در وی منجر به تغییر کامل جریان زندگی وی در آینده خواهد شد. او با حضور در روستا و پذیرفتن نقش پزشک و معمار در آن محیط کوچک، ضمن کسب تجارب جدید، پرده جدیدی از مهربانی انسان ها را در قبال خود به نظاره نشسته و در پایان، زندگی خود را مدیون کسانی میشود که تنها چند روز در کنارشان زندگی کرده. وی پس از چندی به دلایلی از روستا خارج میشود و در هنگام بازگشت با صحنه عجیبی رو به رو میشود که تمام داستان فیلم را به چالش می کشد.