برچسب محسن گوهرشناس

زاغچی (کوتاه) 1399

"نوجوانی ۱۶ ساله برای حفظ موقعیت خانوادگی خود و فرار از فقر برای هدفی خاص جان خود را به خطر می‌اندازد، اما او وارد یک بازی خطرناک شده و راهی جز نابودی ندارد...."

ضربه فنی 1397

داستان این فیلم دربارهٔ محمد شاگرد درس‌خوان و خوبی است که یکی از شاگردان مدرسه مزاحم او می‌شود. در این میان محمد با یکی از شاگران مدرسه به نام امیر که ورزشکار است آشنا می‌شود و این آشنایی سرنوشت متفاوتی را برای هر سه نفر آن‌ها به دنبال دارد.

والدین امانتی 1399

دختر و پسر نوجوانی، به دلیل شرایط اقتصادی خانواده ،آرزوی زندگی بهتری را می کنند. در نهایت، و در ادامه ی داستان، این آرزوها برآورده می شود و تجربیات تازه‌ای را با خود به همراه می آورد.

آقازاده 1398

سریال «آقازاده» در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش می‌کند تا دست نیما را رو کند.

فراری 1394

این فیلم دربارهٔ دختری است با بازی ترلان پروانه که از شهرستان به تهران می‌آید و تلاش می‌کند تا با خودروی «فِراری» چندین میلیاردی، عکس یادگاری بگیرد . او چون جایی را ندارد شب‌ها را در بیمارستان‌ها و مکان‌های عمومی میگذراند. در این حین بامردی مسافرکش با بازی محسن تنابنده، آشنا می‌شود. راننده پس از شنیدن داستان دختر قصد کمک و نصیحت دختر را دارد و در این میان حوادثی نیز اتفاق می افتد.

روزهای آبی 1399

«روزهای آبی» درباره خانواده‌ای است که در شرایط مالی سخت قرار می‌گیرد و مجبور می‌شود تا در روستایی ساکن شوند و ارتباط آن‌ها با اهالی روستا، ماجرایی کمدی و تا حدودی فانتزی را پدید می‌آورد. زندگی خانواده‌ای که با توجه به مشکلات مالی پدر و فرار از طلبکارها، مجبور به تجربه زندگی در روستای مادری‌شان می‌شوند و این آغاز چالش‌های تلخ و شیرین آن‌ها در روستا است.

پیشی میشی 1398

پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند

اشباح 1392

داستان زندگي تيمسار سليماني است که درگير مسائل حاد زندگي است و با همسر خود دچار مشکلات عجيبي مي‌شود. سارا در کشاکش زندگي پرتلاطم با تيمسار به فکر رهانيدن خود از زندگي است و در تقابل عشق و عقل که در قاموس مقررات جاري او نمي‌گنجد. دايي‌بابا وکيل خانواده در تلاش آرام کردن اوضاع است و از سوي ديگر معمار براي اهداف خود شرايط سختي را براي تاجي خانم و دخترش به وجود آورده است. مازيار نيز پس از آمدن به ايران درام‌هاي تازه‌اي را رقم مي‌زند و اهالي خانواده چون شبح‌هاي سرگردان به دنبال خلوت‌هاي زندگي خود مي‌گردند.