برچسب محسن مکاری

سامو بندری 1401

ناخدا صبور و خانواده‌اش در بندری کوچک در نزدیکی بوشهر زندگی می‌کنند. ناخدا از معتمدین ‌ بندر است و اهالی بندر او و خانواده‌اش را به خوبی می‌شناسند. سامو تنها پسر و فرزند کوچک او است که ماجراجویی‌های زیادی می‌کند و ناخدا را به دردسر می‌اندازد.

تنهای تنهای تنها 1391

«عبدالکریم» ـ معروف به «رنجرو» ـ پسرکی بوشهری است که در یکی از روستاهای اطراف نیروگاه اتمی بوشهر زندگی می‌کند. او با پسرکی روسی، که پدرش از مهندسان روسی نیروگاه است دوست می‌شود؛ اما تحولات جهانی بویژه پرونده هسته‌ای ایران و واکنش‌های اطرافیان، دوستی صادقانه و بی‌آلایش آنها را تهدید می‌کند.

رنجرو ماهی‌فروش است و از زبان روسی جز چند جمله که به درد ماهی فروشی می‌خورد نمی‌داند و «اَلِگ» دوست روس او هم از فارسی همان مقدار را می‌داند که رنجرو هنگام دوره‌گردی برای فروش ماهی فریاد می‌زند. زنی روس، که او نیز از مهندسان نیروگاه بوشهر است نقش مترجم آنها را بازی می‌کند.

رنجرو چند بار در پی سرزنش‌های خانواده‌اش، که می‌ترسند او بر اثر این رفاقت، کمونیست شود، از دوست روس‌اش جدا می‌شود تا اینکه سرانجام به خاطر گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فعالیت نیروگاه متوقف می‌شود. مهندسان روس بوشهر را ترک می‌کنند، بوی جنگ به مشام می‌رسد و نیروهای ارتش آماده دفاع می‌شوند و ...

حیران 1387

ماهی عاشق یک پسر افغانستانی می‌شود و به خاطر رسیدن به او والدین خود را رها می‌کند و به تهران می‌رود؛ و پس از کش و قوس‌های فراوان با حیران ازدواج می‌کند. در زمانی که او منتظر به دنیا آمدن دخترش هست حیران ناپدید می‌شود…