بازی پنهان 1379
این سریال اختلافات دو باجناغ بر سر نانوایی فانتزی است و در نهایت ختم به خیر میشود.
این سریال اختلافات دو باجناغ بر سر نانوایی فانتزی است و در نهایت ختم به خیر میشود.
زهره پس از مراجعت از سفر فرنگ براي ديدار مادر به چالوس مي رود. اما مي فهمد كه مادر خود را در دريا غرق كرده است. خدمتكار خانه مي گويد كه علت خودكشي اختلاف خانوادگي بوده است. زهره از ناراحتي بيمار مي شود. فصل پاييز است و برگهاي درخت روبروي پنجره او تك تك به زمين مي افتند. او در اين انديشه است كه با جدا شدن «آخرين برگ» خواهد مرد. معالجه پزشك مؤثر نمي افتد. شبي كه يك برگ بر درخت مانده بابامراد، باغبان خانه به بالين زهره مي رود و او را دلداري مي دهد. فرداي آن روز، زهره پرده ي اتاق را كنار مي زند و برگ را بر درخت مي بيند.