برچسب محسن قاضی مرادی

شیشه های بخارگرفته 1390

شیشه های بخارگرفته قصه فردی است که در کار و مسائل مالی مورد سوءظن قرار می گیرد؛ بنابراین برای جبران مشکلات خود به کارآفرینی روی می آورد. اما در این مسیر با ماجراهایی روبه رو می شود که آغاز داستان فیلم سینمایی «شیشه های بخارگرفته» است.

نابغه 1386

نابغه زندگي پسر شهرستاني را روايت مي‌كند كه در يك دانشگاه معتبر تهران مشغول كارگري است اين پسر استعداد عجيبي در زمينه شيمي دارد و همين امر اتفاقات طنز و جالبي را در طي فيلم به وجود مي‌آورد.

یکی بود یکی هست 1389

داستان فیلم "یکی بود یکی هست" درباره جوانی به نام تورج است. پدرش در وصیت‌نامه‌اش از او خواسته تا به سفر حج برود. تورج آمادگی سفر را ندارد، اما خانواده با کمک دوست پدرش شرایطی را فراهم می‌کند تا او آماده سفر شود.

کاراگاه شمسی و دستیارش مادام 1380

این مجموعه روایتگر داستان دو خانم دوست و همسایه به نام‌های شمسی و مادام است. شمسی زنی باهوش، کنجکاو، کم حوصله و تندمزاج است که علاقهٔ زیادی به رمان‌ها و مجموعه تلویزیونی‌های پلیسی، به‌خصوص پوآرو دارد و این موضوع باعث می‌شود که مسائل دوستان و اهالی محله را پیگیری کرده و گره از مشکل آن‌ها بگشاید. در مقابل، صاحبخانه و همسایهٔ ارمنی شمسی، مادام رزا، پیرزنی آرام، ساده، خوشدل و محافظه‌کار است که اگرچه معمولاً از ماجراجویی‌های بی‌پایان شمسی به تنگ می‌آید، اما همواره او را برای رسیدن به نتیجه همراهی می‌کند و گاهی تقابل این دو شخصیت، موقعیت‌ها و دیالوگ‌های کمیک می‌آفریند. تفاوت مذهب و زبان مانعی برای نزدیکی و صمیمیت شمسی و مادام نیست و زندگی آن‌ها با هم درآمیخته و به شدّت به یکدیگر وابسته‌اند. با وجود اینکه هر دو در ابتدای پیری قرار دارند و از راه بافتن بافتنی زندگی خود را می‌گذرانند، امّا کنجکاوی شمسی، پای این زوج کارآگاهی را به ماجراهای جدید می‌کشاند و یکنواختی زندگیشان را برهم می‌زند. علاوه بر مادام، علیرضا، خواهرزاده شمسی که راننده آژانس است و سرهنگ گلچهره کارمند بازنشسته آگاهی، نیز علی‌رغم میل خود، کاراگاه شمسی را در تعقیب مظنونان همراهی می‌کنند.

فرار بزرگ 1383

فرار بزرگ روایتی طنزآمیز از سال‌های پایانی حکومت محمدرضا پهلوی است. روایتگر شکنجه و سرکوب معترضین توسط ساواک، و وقایعی که به مرور باعث مهاجرت شاه و اطرافیانش به مصر شدند.

یک وجب خاک 1386

آقای افشاری مردی نیکخواه است که مشکلات اهالی محل را حل‌وفصل می‌کند. او همسایه دیواربه‌دیوار برادرزنش «پرویز» است که با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند. در روزِ خواستگاری حمید پسر آقای افشاری مشکلاتی پیش می‌آید و ترکیدن لوله‌های آب، خانه‌های این دو را به‌هم می‌ریزد و …

گور به گور 1388

امیرحسین طبق وصیت پدربزرگ در سن 24 سالگی مجبور به ازدواج است. زری مادر امیرحسین در به در در جستجوی دختری مناسب برای امیرحسین است. امیرحسین از ازدواج سرباز می زند، زری نگران است که شاید تن پدربزرگ در گور بلرزد…

.