دایناسور 1403
فردی معتاد به نام رضا دایناسور برای فرار از اخراج مجبور به ارائه گواهی عدم اعتیاد است. او با روش های گوناگون تلاش می کند تا آثار مواد را از بدن خود پاک کند، اما در روز آزمایش اتفاقاتی می افتد که زندگی همه را به هم می ریزد ....
فردی معتاد به نام رضا دایناسور برای فرار از اخراج مجبور به ارائه گواهی عدم اعتیاد است. او با روش های گوناگون تلاش می کند تا آثار مواد را از بدن خود پاک کند، اما در روز آزمایش اتفاقاتی می افتد که زندگی همه را به هم می ریزد ....
داستان این سریال در مورد مردی به نام حبیب بوده که در نزد مردم از احترام بسیار زیادی برخوردار است او دارای یک فرزند دختر به نام سمیه بوده که بسیار سر به هوا و غیر قابل مطیع است و کارهای او باعث میشود که آبروی پدرش در خطر بیفتد.
پویا، شاهین و مجتبی به عروسی رضا دعوت شدهاند، رضا یعنی داماد چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده و بالاخره موفق شده امشب مراسم عروسی برپا کند، خانواده عروس سنتی هستند و مجتبی که فامیل نزدیک داماد هست به توصیه او امشب به الکل لب نمیزند اما دوستانش برای خوشگذرانی به استفاده از مواد مخدر مثل کوکائین روی میآورند و به مجتبی و رضا هم پیشنهاد میدهند، البته در موتورخونه ساختمون و دور از چشم همه، برادر عروس هم مدام چارچشمی مراقب داماد هست که دست از پا خطا نکنه، همه چیز خوب پیش میرود تا وقتی که رضا اوردوز میکند و این شب مبارک به شبی وحشتناک تبدیل میشود.
این فیلم داستان زوجی را روایت میکند که مردی به اسم امیر با ارسال شدن یک پیامک اشتباهی برای همسرش دچار سوءتفاهم میشود و در ادامه با چالشهای جبرانناپذیری همراه میشود.
دو مرد، یکی با همسر اولش و دیگری با همسر دومش، به هتلی در جزیره کیش میروند که خوش بگذرانند، اما با ورود همسر دوم مرد اولی و همسر اول مرد دومی اوضاع قاراشمیش میشود.
ماپان مخترع بازیها و خالق سرزمین بازیووو برای نجات سرزمینش از چنگال سیلوس به دنبال پیدا کردن قهرمانی از میان بچههای زمین است اما ژوبین پسربچه دستوپا چلفتی بدترین انتخاب ممکن برای این کار است.
داستان این فیلم درباره خانواده ای از قشر مرفه شهری میباشد که روز تولد مادر خانواده، میمنت، مصادف با ۱۴ تیر، با ماجراهایی غیرمنتظره و رازهایی مدفون روبهرو میشود. ماهرخ، دختر جوان خانواده، پس از دو ماه سفر به ارمنستان به خانه بازمیگردد و با خود خبرهایی عجیب میآورد.
دینامیت داستان آپارتمانی را روایت میکند که افرادی از قشار مختلف جامعه، چون ساقی و طلبه در آن ساکن هستند. در واقع دو طلبه با بازی پژمان جمشیدی و احمد مهرانفر، ساقی با بازی محسن کیایی و همچنین دو دختر با ایفای نقش نازنین بیاتی و زیبا کرمعلی هم در این ساختمان حضور دارند که با توجه به تضادهای فکریشان موقعیتهای طنزی را میسازند.