بازگشت به خانه 1375
«مهدی ساعد» مهندس مخابرات جوانی است که با همسرش روشنک و پسرشان مهراب زندگی بی دغدغه و آرامی را میگذرانند اما بروز یک حادثه زندگی آنها را با مشکل بزرگی مواجه میکند.
«مهدی ساعد» مهندس مخابرات جوانی است که با همسرش روشنک و پسرشان مهراب زندگی بی دغدغه و آرامی را میگذرانند اما بروز یک حادثه زندگی آنها را با مشکل بزرگی مواجه میکند.
احمدزاده صاحب یک کارخانه است که در اثر یک بیماری راهی بیمارستان میشود؛ اما پزشکان برای معالجه او راه به جایی نمیبرند. سرانجام احمدزاده در پی خواب که دیده است به قطعه زمینی در کریم آباد علیا رفته و پس از چلهنشینی در آنجا بهبود مییابد. پس از این ماجرا، او در آن مکان ساختمانی به نام قطعه بهشت را بنا میکند تا مردم برای درمان به آنجا بیایند و . . .
داستان این فیلم درباره جواني است كه در حرفه ي روزنامه نگاري مشغول است و در خصوص اختلاس در يك پروژه ساختماني مطلبي را در روزنامه منتشر مي كند ، از قضا مدير مسئول نشريه نيز از سهامداران پروژه ياد شده بوده و در اين كلاهبرداري دست دارد ، همين موضوع باعث ايجاد چالش او با كارمند خود مي شود .
نويسنده جوان در يك تئاتر مذهبي نيز به ايفاي نقش مي پردازد كه در آن نقش هفتاد و سومين يار امام حسين (ع) را اجرا مي كند ، هفتاد و سومين تن ، سلوك روحي روزنامه نگار جوان را به تصوير كشيده كه باعث شده تا اثري تماشايي شكل بگيرد .
داستان اين فيلم درباره يك مداح به نام سید است كه برای کمک به یک فرد مریض از مردم در مسجد پول جمع میکند. شب هنگام رفتن به مسجد عده ای موتورسوار به وی حمله کرده و پولهای آن را میدزند. سید خود به دنبال پیدا کردن دزدها اقدام میکند.
فرود به خاطر اينكه كار خود را رها كرده و فرشته را از خودكشي نجات داده، از كار بركنار شده و در نيمه شبي كودكي شش ساله را پشت در منزل خود مي بيند و پس از خواندن نامه و ديدن مداركي درمي يابد كه كودك فرزند خود اوست از زندگي نافرجامش در آلمان كه مادر آلماني اش به خاطر بيماري صعب العلاجش به ناچار كودك را نزد فرود برگردانده است. فرود كه هم به دنبال كار است و هم سرگرم بچه داري، به ناگاه متوجه مي شود كه فرزندش به بيماري قلبي دچار شده است و درمي يابد كه بايد مبلغ هنگفتي براي معالجه اش بپردازد او موفق به مهيا كردن چنين مبلغي نمي شود اما مصمم است كه به هر شكل شده فرزندش را از مرگ حتمي نجات دهد و به ناچار دست به اسلحه مي برد.