برچسب محسن رحیمی

یاغی 1401

"یاغی" روایتگر درامی پر فراز و نشیب از سفر یک قهرمان است که شخصیت های متنوعی از طبقات مختلف اجتماعی در مسیر با او همراه می شوند یا برایش مانع می تراشند. یاغی باید از مرز درد و خستگی عبور کند.

جناب عالی 1400

سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه‌ ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم‌ های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی‌ شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساخت‌ها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.

هیولا 1397

هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانواده‌اش تأثیر به‌سزایی گذاشته‌است. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانش‌آموزانش به‌نام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی می‌دهد و شرایط خرید داروها را پیدا می‌کند، اما می‌فهمد که تراول‌ها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها می‌شود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا می‌شود و ارتباطاتی با او پیدا می‌کند که باعث می‌شود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده می‌آورد و درگیر یک زندگی جنایی می‌شود.

ملکه گدایان 1399

البرز شیمیدان ساکن آلمان است . پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی می‌کنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی می‌کند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا می‌شود و با او نامزد می‌کند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همه‌چیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر می‌رسد پدرش به کما رفته ‌است. البرز با گذشته‌ای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته است. وقتی او باز می‌گردد هیچ‌کس او را نمی‌شناسد و او را فرهاد بابایی خطاب می‌کنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد ....

اروند 1394

«اروند» داستان يونس جانباز اعصاب و روان دفاع مقدس را روايت مي کند که بيست و هفت سال پس از پايان جنگ هنوز هم با خاطره هم رزمانش روزگار مي گذراند و ناگهان در همراهي با يک گروه تفحص اتفاقات تازه اي در جريان سيال ذهنش وارد مي شود.

قتل عمد 1399

«اردلان» جوانى از طبقه ى كارگرى، در اوج بحران هاى مالى و عاطفى مسافری را سوار می کند که فردی قدرتمند و پر نفوذ است. این مسافر فرد غریبه و مرموزی بوده و زندگی اردلان را در وضعیّت پیچیده اى قرار مى گیرد.

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…