برچسب محسن خوئینی ها

میتونه آخریش باشه 1388

داستان فیلم درباره دو سارق به نام‌های بهادر و کریم است که از هیچ دزدی صرف‌نظر نمی‌کنند، از کیف‌قاپی گرفته تا قالپاق دزدی، سرقت ضبط خودروها و حتی طلای بچه‌های کوچک. روزی بهادر با دیدن یک اتومبیل قدیمی اما گرانقیمت قصد ربودن آن را می‌کند. با وجود مخالفت‌های کریم این سرقت انجام می‌شود. بهادر با این خودرو نزد همسرش سهیلا رفته و او را برای گردش بیرون می‌برد. در بین راه خودروی مدل بالای چند جوان که تصمیم دارند سر به سر بهادر بگذارند برایشان دردسر ایجاد می‌کند به طوری که در نهایت خودروی بهادر دچار سانحه شده و سهیلا به بیمارستان منتقل می‌شود. در حالی که پزشکان مشغول نجات سهیلا هستند، بهادر در تشویش و پریشانی کامل، ناخواسته شنونده گفتگوی دو نفر دیگر می‌شود که درخصوص مضرات و مصیبت‌های جور و جفا به همنوعان و کلاهبرداری از مردم جر و بحث می‌کنند.

نوراستنی 1392

شهریار، پسر جوانی است که در ارتباطات اجتماعی‌ و عاطفی اش دچار بد دلی می شود. بنابراین رابطه او با هر یک از افراد زندگی اش، او را تنهاتر از قبل می کند و...

مجبوریم 1397

مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.

دلم می خواد 1393

بهرام فرزانه نويسنده‌اي است كه مدت‌هاست نمي تواند داستان بنويسد. ناگهان بر اثر يك تصادف اتومبيل، آهنگي در ذهنش تكرار مي شود كه او را به رقص مي آورد. همين اتفاق شوق نوشتن را در او بر مي انگيزد. ولي اين همه ماجرا نيست...

گیرنده 1390

قرار است رئیس جمهور از شهری کوچک (جاروف) که مشخص نیست در کجای ایران قرار دارد، بازدید کند. به این علت اکثر مردم شهر شروع به نوشتن نامه برای رئیس جمهور می‌کنند و مشکلات خود را در نامه توضیح می‌دهند. داستان از جایی شروع می‌شود که هیئت دولت و مقامات پس از بازدید از شهر می‌روند و یک محموله نامه پس از رفتن رئیس جمهور و همراهانش به فرمانداری می‌رسد و چون قرار است رئیس جمهور در همان روز از طریق فرودگاه به تهران بازگردد نامه‌ها باید هر چه سریعتر به دست رئیس جمهور برسد. حاج صمد (سعید راد) راننده محلی، طی اتفاقی مأمور انجام این کار می‌شود. در این بین شخص با نفوذی بعلت اینکه منافع شخصیش با رسیدن نامه‌ها به دست رئیس جمهور در معرض خطر قرار می‌گیرد برای رسیدن نامه‌ها مانع تراشی می‌کند …