عهدشکنی 1388
"عهد شکنی" داستان پسری 27 ساله (امیر) را روایت می کند که پس از آزادی از زندان، دوست پدرش (حاج تقی) به او کمک می کند و پس از توبه و زیارت امام رضا(ع) به آغوش خانواده برمی گردد و با دختر حاج تقی دوست پدرش ازدواج می کند... .
"عهد شکنی" داستان پسری 27 ساله (امیر) را روایت می کند که پس از آزادی از زندان، دوست پدرش (حاج تقی) به او کمک می کند و پس از توبه و زیارت امام رضا(ع) به آغوش خانواده برمی گردد و با دختر حاج تقی دوست پدرش ازدواج می کند... .
داستان آن روایت زندگی جان بابا، پیر مرد شمالی است که باور ندارد پسرش در جبهه شهید شده است. روزی سربازی جنوبی به روستا میآید و خبر شهادت حبیب پسر جان بابا را به او میدهد، ولی جان بابا او را از خود میراند و ...
غلامرضا پس از وقوع زلزلهای ویرانگر در شهرش سبز تپه، خانوادهاش را از دست می دهد و با همسر جدیدش به جادهای متروکه کوچ می کند و قهوه خانه قدیمی و مخروبهای را به مکانیکی تبدیل می کند و برای امرار معاش چشم به جاده میدوزد و با دلخوشی بازگشت تنها پسرش از ژاپن روزها را شب می کند.
مردی ثروتمند به نام عزیز خان( که تصمیم دارد نصف تهران را بخرد) ، دچار یک حادثه طراحی شده توسط دامادش (هوشی) شده و از بالای یکی از دهها برج در حال ساخت خودش ، به پایین سقوط میکند و به بیمارستان برده میشود . در بیمارستان پلیسی به نام مجید طبق اعلام بلندگوی بیمارستان که نیاز به خون را اعلام میکند به عزیز خان خون اهدا می کند .
با این کار ، بین بدن عزیز خان و بدن مجید ، تله پاتی صورت می گیرد ، یعنی هر اتفاقی که برای مجید بیفتد برای عزیز خان هم می افتد وهمین سرآغاز مصیبت های عزیزخان می شود . چون مجید ، یک پلیس است و مدام در حال درگیری با اراذل و اوباش و در معرض آسیب . لذا عزیز خان با ترفندچینی درصدد استخدام شخصی مجید برای خود و در نتیجه حفظ جان اوست که با مخالفت مجید روبرو می شود .
از طرفی داماد طماع ( هوشی ) با اجاره کردن یک نفله کن به ظاهر حرفه ای (شغال) ، در صدد محو پدر زن خود و به چنگ زدن ثروت کلان برای خلاصی از فشار طلبکاران است و مدام با ترفندها و نقشه هایی درصدد از بین بردن عزیزخان است که بارها با ناکامی روبرو می شود .در انتها ، با به چنگ افتادن هوشی به دست مجید پلیس ، راز این تله پاتی کشف و با یک تلنگر روحی به عزیزخان به پایان میرسد .
«جاودانگی» داستان دو دوست است که در حین تمرین کشتی، یکی از آنها به طور تصادفی کشته میشود......
سریال آسمان همیشه ابری نیست، تلاش میکند با رویکردی اجتماعی زندگی ۵ خانواده مختلف را از نظر رفتاری و اخلاقی روایت کند که در طول داستان، تبعات رفتار هر کدام از آنها در قالب داستانی اجتماعی و درام به تصویر کشیده میشود.
داستان این فیلم در مورد ازدواج جوانان است.
این فیلم داستان بهار،زنی 42 ساله را روایت می کند که همسر اولش در جنگ مفقود شده و پس از12سال دوباره ازدواج کرده است، اما در سال هایی که با همسر دومش (سعید) زندگی کرده،صاحب فرزندی نشده است.دو دختر و همسر اول سعید این روزها در حال بازگشتند.مادر بهار به آلزایمر مبتلاست و جهانگیر،خواهر زاده او قصد خراب کردن خانه موروثی آن ها را دارد.او می خواهد برجی بنا کند.