برچسب محسن اورنگ

راه شیری 1393

این اپیزود درباره نویسنده ای به نام فرهاد راسخ است که در زندگی مشترکش با هدیه دچار مشکل شده و در موقعیت حساسی از زندگی زوج دیگری قرار گرفته است. او مجبور می شود وارد بازی خطرناکی شود.

صنم 1378

چند سوار مردي را تعقيب مي كنند و به قتل مي رسانند، عيسي پسر خردسال غمگين ناظر كشته شدن پدر به دست ايادي ارباب است. پسر همراه مادر پدر را به خاك مي سپارند، و مادر هر روز به پاسگاه نظامي مي رود براي اعتراض و خونخواهي همسرش، اما هر بار مأمورين اظهارات زن را دروغ مي دانند و همسرش را دزد اسب ديگران مي دانند. و اهالي روستا هم كم و بيش پدر عيسي را دزد اسب مي دانند و بچه ها اين مسئله را دليل شماتت و آزار و اذيت عيسي قرار مي دهند. و عيسي هر بار با درگير شدن با اهالي و بچه ها بر اين نكته كه پدرش در پي پس گرفتن اسب خودش بوده تأكيد مي كند. عيسي هر روز به ديدار اسب پدر (جيران) مي رود و با او صحبت مي كند. مادر اما از ترس اينكه پسرش را هم بر سر اسب از دست بدهد او را از ديدن جيران نهي مي كند. عيسي عليرغم ميل مادر باز به ديدار اسب مي رود و دور از چشم محافظان اسب ها، سوار بر جيران مي شود و مي تازد، وليكن به دست مأموران ارباب دستگير و زنداني مي شود. مادر با بردن قطعه اي طلا براي بازپس گيري پسر به منزل ارباب مي رود. اما در برگشت پسرش را مي بيند كه به دنبال جيران مي دود و سواران ارباب هم به دنبال او هستند و صحنه ي كشته شدن پدر تكرار مي شود.

خروس جنگی 1387

زنی خانه دار و شوهرش که در کار اداره تالار برای برگزاری عروسی ها است تصمیم می‌گیرند مدتی جایشان را با هم عوض کنند، قرار گرفتن در جایگاه یکدیگر برای هر کدام مشکلات و ماجرایی را بوجود می‌آورد. زن در اداره تالار با مشکلات و بدهکاری های آن مواجه می شود و شوهر نیز در اداره منزل و نگهداری از فرزندان در می ماند . .

بوی گندم 1389

عرفان و دوستانش تصمیم دارند بر روی سکوی نفتی که پدر عرفان در آنجا شهید شده است، کنسرتی به یاد او و خیلج فارس اجرا کنند...

پسرعمو دخترعمو 1395

داستان درباره زندگي يک پسر عمو و دختر عمو است که در زندگي خانوادگي شان اختلافات زيادي به وجود مي‌آيد. آنها با دستور و راهنمايي‌هاي پدربزرگ خود مجبور مي‌شوند تمامي اختلافات خانوادگي شان را حل کنند… .

آی پارا 1377

قدير رزمنده اي است كه براي انجام مأموريتي بعد بيست سال به روستاي زادگاهش آمده است، دشمن روستا را كاملاً تخريب كرده است. قدير قصد دارد به كمك پيرمردي محلي با نيروهاي محلي كُرد تماس يابد تا او را براي رساندن اطلاعات به فرماندهان جنگي و ادامه عمليات شناسايي كمك كنند اما نيروهاي دشمن قدير را شناسايي كرده اند و به دنبال فيلم هاي شناسايي هستند و بالاخره نيروهاي دشمن او و پيرمرد را محاصره مي كند، پيرمرد شهيد مي شود. قدير به كمك خورشيدخان سركرده نيروهاي كُرد نجات مي يابد. آنها قدير و همرزمانش را در انجام عمليات گسترده اي در كوهستان كمك مي كنند كه در نهايت به شهادت خورشيدخان مي انجامد و او دخترش را به قدير مي سپارد.

زبان مادری 1389

فیلم زبان مادری ، درباره ی پنج شخصیت اصلی فیلم است که چهار نفر آنها به چهار زبان زنده دنیا صحبت می کنند و نفر پنجم نیز لال است و نمی تواند صحبت کند . آنها که ناچار به ارتباط با هم هستند با اتفاقات خاصی روبرو می شوند و…

فراری 1381

عسل دختر سيزده ساله اي كه در شهرستان زندگي مي كند، همراه با رضا پسر هم‌سن و سالش كه به او علاقه‌مند است، به تهران مي گريزد. مريم مادر عسل كه معلم است براي يافتن عسل راهي تهران مي شود و با كمك دوستش كه مهماندار هواپيماست در جست‌وجوي اوست. مريم كه رد رضا را پيدا كرده، وقتي به محل كارش مي رود مي فهمد كه رضا درگير كارهاي قاچاق و فعلاً متواري است و بر سر پول هم با صاحب‌كارش مصيب مشكل دارد. مصيب در قبال پول رضا قول مي دهد كه او و عسل را راهي تركيه كند. از سويي مريم از طريق مجيد يكي از دوستان رضا مخفي گاه مصيب را پيدا مي كند. رضا پي مي برد كه مصيب نه تنها پول او را نمي دهد بلكه مورد ضرب و شتم عوامل او هم قرار مي گيرد. زني كاسب، عسل را گول مي زند و او را با خود به خانه اش مي برد تا با گروهي از دختران روانه كشورهاي عربي شوند. عسل كه پي به نيت آنها برده، مي گريزد و درمي يابد كه مادرش براي يافتن او به تهران آمده و سعي مي كند پيدايش كند. مريم كه به محل اقامت مصيب رفته در خطر كشته شدن است اما پليس سر مي رسد و او نجات پيدا مي كند. سرانجام عسل با مادرش راهي شهرشان مي شود.