برچسب محدث یوسفی

شهر خاموش 1401

بمانی به جرم قتل شوهرش ۱۰ سال را در زندان سپری کرده است و فرزندش را به خانواده شوهرش دادند. او که به طور موقت آزاد می‌شود، بلافاصله به دنبال پسرش می‌گردد. بمانی به کارگاه اسقاط ماشین می‌رود که ابی، برادر شوهرش در آنجا کار می‌کند اما ادعا می‌کند که از سرنوشت پسرش چیزی نمی‌داند…

قیف 1403

دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران می‌آید و از زمان ساسانیان به دنبال زن می‌گردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبه‌رو می‌شود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمی‌اش ملوک می‌گردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسی‌اش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم می‌گیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.

رحیل 1401

این مجموعه، قصه‌ای زنانه دارد و روایتگر فردی به اسم «مها» و از دربار قاجار است که تلاش می‌کند دیگر زنان اندرونی را با خود متحد و یک تعزیه عاشورایی اجرا کند.

هم سایه ها 1395

میلاد و مادرش به تهران آمده‌اند و قرار است صاحب ساختمان یاس که یکی از دوستان میلاد است دفتری را به او برای پخش محصولات تولیدی‌شان اجاره دهد. دیگر اجاره نشینان ساختمان که مشاغلی همچون خدمات مجالس، وکالت، سایت خبری، ماهنامه و… دارند چون در ابتدا، فکر می‌کنند مستاجران جدید قرار است جایگزین آنها شوند تلاش می‌کنند به نوعی خود را در ساختمان حفظ کنند، اما در نهایت، میلاد و مادرش در اتاقی روی پشت بام ساکن می‌شوند و باقی ساکنین در دفاتر خود باقی می‌مانند. ماجراهای همسایه‌های ساختمان یاس با ورود میلاد و مادرش شروع می‌شود و…

فصل ماهی سفید 1398

«فصل ماهی سفید» داستان یک خانواده ایرانی را روایت می‌کند که با مشکلات متعددی مواجه هستند. آن‌ها برای حل این مشکلات به روش‌هایی متوسل می‌شوند که پایان مشخصی ندارد.

نگهبان شب 1400

داستان اصلی فیلم «نگهبان شب» داستان کارگری روستایی است به نام رسول که برای امرار معاش چاره‌ای جز کنار خیابان ایستادن و یافتن کار روزمزدی در خیابان‌های شهر ندارد.

چرخ فلک 1395

موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستان‌ها این موضوع تکرار می‌شود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل می‌شوند.

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.