برچسب محبوبه مقبلی

باغ گیلاس 1372

دو برادر به نامهای «محسن» (با بازی مهران مدیری) و «امیر» (با بازی عبدالرضا اکبری) وارثِ باغ پدرشان «حاج‌نایب» هستند؛ اما اختلاف سلیقهٔ آن‌ها بر سر چگونگی استفاده از این باغ، آن‌ها را رودرروی یکدیگر قرار می‌دهد. مادر (با بازی نیکو خردمند) و خواهر (با بازی فریبا متخصص) و برخی دوستان خانوادگی نیز وارد ماجرا می‌شوند. امیر که استاد دانشگاه است، مصمم به حفظ میراثِ سبز پدر است و محسن، در این فکر است تا با قطع درختان، در آنجا به ساختمان‌سازی بپردازد. امیر به گمان اینکه اگر محسن ازدواج کند، سربه‌راه خواهد شد؛ زمینهٔ ازدواج او را با دختر دایی‌اش «مریم» (با بازی سودابه مرادیان) فراهم می‌کند اما…

آپارتمان 1371

یک پزشک و یک پرستار، علاوه بر آنکه در بیمارستان همکار هستند، در یک مجتمع مسکونی هم در همسایگی زندگی می‌کنند و اندکی بعد، تصمیم می‌گیرند با یکدیگر ازدواج کنند. در شب عروسی، داماد در مراسم حاضر نمی‌شود و این موضوع، علاوه بر نگرانی و اضطراب، زمینه‌ساز بروز اختلاف و سوءتفاهم میان دو خانواده نیز می‌گردد…

پهلوانان نمی میرند 1376

این مجموعه تلویزیونی داستانی در زمان قاجار را روایت می‌کند در شهر تهران که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند. ناگهان پهلوان اول پایتخت کشته می‌شود. در ادامه شخصیتهای دیگری چون پهلوان جواد کشته می‌شوند. در این راستا پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل مرحوم پیگیر قضایای قتلهای مرموز شده و درمی یابد قتلها زیر سر یک فرد متظاهر و مکار (پهلوان اسد و دو شاگردش) است که در میانه داستان کنسول روس با انگیزه قتل سید محمد واعظ نیز با آنها همداستان شده‌است؛ ضمنا شازده معتمد و لوطی اصلان راهزن نیز تصادفا از هویت قاتلان مطلع شده اند. در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش (ارسلان و حشمت زرین) و پهلوان قلیچ و یک افسر نظامی باوجدان (میرزاعلی) قاتلان را به سزای اعمالشان می‌رساند.

عطر گل یاس 1369

دو برادر به سبب گرایش برادر بزرگتر (با بازی اکبر زنجان پور) به سوی خانِ منطقه در سمنان، با یکدیگر قطع رابطه کرده‌اند. برادر کوچکتر (با بازی داوود رشیدی) نیز به تهران کوچ می‌کند. پس از گذشت سی سال، برادر بزرگتر دچار بیماری قلبی می‌شود و زمینه برای آشتی این‌دو ایجاد می‌شود، اما همسر برادر بزرگتر با بازی شمسی فضل الهی و برادرانش به ویژه برادرش با بازی اسماعیل شنگله، به هر طریقی سعی دارند از این آشتی و پیوند دوباره جلوگیری کنند. سرانجام، پس از اتفاقات گوناگون و تصادف شدید برادر بزرگتر که به تحریک برادر همسر انجام شده و اعتراف ضارب موتوری ش، این دو برادر به یکدیگر می‌رسند و همسر برادر بزرگتر از کارهای خود نادم و پشیمان می‌شود.[۱]